detox

[ایالات متحده]/ˈdiːtɒks/
[بریتانیا]/ˈdiːtɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرکز توانبخشی برای اعتیاد; کلینیک توانبخشی برای اعتیاد
vt. حذف مواد سمی یا اعتیادها
adj. استفاده شده برای سم‌زدایی
Word Forms
قسمت سوم فعلdetoxed
زمان گذشتهdetoxed
صفت یا فعل حال استمراریdetoxing
جمعdetoxes
شکل سوم شخص مفردdetoxes

عبارات و ترکیب‌ها

detox diet

دی‌تکس رژیم غذایی

detox tea

چای دی‌تکس

detox program

برنامه دی‌تکس

detox bath

حمام دی‌تکس

detox drink

نوشیدنی دی‌تکس

detox cleanse

پاکسازی دی‌تکس

detox smoothie

اسموتی دی‌تکس

detox retreat

ملاذگاه دی‌تکس

detox challenge

چالش دی‌تکس

detox recipe

دستور غذای دی‌تکس

جملات نمونه

it's important to detox your body regularly.

معتبر است که بدن خود را به طور منظم سم زدایی کنید.

many people choose to detox after the holidays.

بسیاری از افراد پس از تعطیلات سم زدایی می کنند.

she decided to detox from sugar for a month.

او تصمیم گرفت به مدت یک ماه از مصرف شکر خودداری کند.

detox diets can help improve your overall health.

رژیم های سم زدایی می توانند به بهبود سلامت کلی شما کمک کنند.

he feels more energetic after a detox program.

او بعد از یک برنامه سم زدایی احساس انرژی بیشتری می کند.

detoxing can lead to clearer skin and better digestion.

سم زدایی می تواند منجر به داشتن پوستی شفاف تر و بهبود هضم شود.

yoga and meditation can aid in the detox process.

یوگا و مدیتیشن می توانند به فرآیند سم زدایی کمک کنند.

she joined a detox retreat to refresh her mind and body.

او برای تجدید نظر و آرامش ذهن و بدن خود به یک مرکز سم زدایی رفت.

detox teas are popular among health enthusiasts.

چای های سم زدایی در بین علاقه مندان به سلامتی محبوب هستند.

it's essential to stay hydrated while detoxing.

در حین سم زدایی، حفظ آب بدن ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید