dexterousness

[ایالات متحده]/ˈdɛkstrəsnəs/
[بریتانیا]/ˈdɛkstrəsnəs/

ترجمه

n. عملکرد یا توانایی ماهرانه

عبارات و ترکیب‌ها

great dexterousness

ظرافت فوق العاده

manual dexterousness

ظرافت دستی

exceptional dexterousness

ظرافت استثنایی

fine dexterousness

ظرافت دقیق

remarkable dexterousness

ظرافت قابل توجه

incredible dexterousness

ظرافت باورنکردنی

natural dexterousness

ظرافت طبیعی

impressive dexterousness

ظرافت چشمگیر

unmatched dexterousness

ظرافت بی‌نظیر

developed dexterousness

ظرافت توسعه یافته

جملات نمونه

her dexterousness in playing the piano amazed everyone.

ظرافت او در نواختن پیانو باعث حیرت همه شد.

his dexterousness with tools made him an excellent craftsman.

مهارت او با ابزارها او را به یک صنعتگر عالی تبدیل کرد.

dexterousness is essential for a surgeon during complex procedures.

ظرافت در انجام مراحل پیچیده برای یک جراح ضروری است.

she showed great dexterousness in her dance performance.

او در اجرای رقص خود، ظرافت زیادی نشان داد.

the artist's dexterousness allowed him to create intricate designs.

ظرافت هنرمند به او اجازه داد طرح های پیچیده ای ایجاد کند.

his dexterousness in handling the ball impressed the coach.

مهارت او در کنترل توپ مربی را تحت تاثیر قرار داد.

dexterousness is a key skill for a magician.

ظرافت یک مهارت کلیدی برای یک شعبده باز است.

she admired his dexterousness in solving puzzles quickly.

او از مهارت او در حل سریع پازل ها تحسین کرد.

dexterousness in negotiation can lead to better outcomes.

ظرافت در مذاکره می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

his dexterousness allowed him to excel in sports.

مهارت او به او اجازه داد در ورزش ها پیشرفت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید