digressions

[ایالات متحده]/[dɪˈɡreʃənz]/
[بریتانیا]/[dɪˈɡrɛʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موقتی که از موضوع اصلی در سخن یا نوشته فاصله می‌گیرد؛ گردش از یک موضوع یا خط فکری؛ انحراف از یک استاندارد یا نرم.
v. از موضوع اصلی انحراف کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

avoiding digressions

انحرافات را از کنار گذاری

minor digressions

انحرافات کوچک

lengthy digressions

انحرافات طولانی

without digressions

بدون انحرافات

filled with digressions

پر از انحرافات

introducing digressions

مقدمه‌ای بر انحرافات

excusing digressions

توجیه انحرافات

preventing digressions

جلوگیری از انحرافات

noted digressions

انحرافات یاد شده

serious digressions

انحرافات جدی

جملات نمونه

the speaker's presentation suffered from frequent digressions on irrelevant topics.

ارائه سخنران به دلیل توقفات متعدد در موضوعات غیر مرتبط دچار مشکل شد.

i tried to stay on track, but my thoughts often led to lengthy digressions.

من سعی کردم روی مسیر اصلی بمانم، اما افکار من اغلب منجر به توقفات طولانی شد.

the author's digressions into personal anecdotes added depth to the narrative.

توقفات نویسنده در اشاره به داستان‌های شخصی به داستان عمق بیشتری بخشید.

despite some minor digressions, the essay remained focused on its central argument.

با وجود چند توقف کوچک، مقاله روی استدلال اصلی خود متمرکز ماند.

the historian's digressions into related historical events were fascinating.

توقفات تاریخ‌گر در مورد رویدادهای تاریخی مرتبط جذاب بود.

the novel included several charming digressions about the countryside.

رومان چند توقف زیبایی درباره روستاها را شامل می‌شد.

we indulged in several playful digressions during our long walk.

در طول پیاده روی طولانی ما، به چند توقف بازیگونه روی آوردیم.

the legal proceedings were complicated by numerous digressions and side issues.

پروسه قضایی به دلیل تعداد زیادی توقفات و مسائل فرعی پیچیده شد.

the professor's digressions often proved more insightful than the main lecture.

توقفات استاد اغلب نسبت به ارائه اصلی آموزه بیشتری داشت.

the report contained a few unnecessary digressions from the core findings.

گزارش چند توقف غیر ضروری از یافته‌های اصلی را شامل می‌شد.

the conversation took several unexpected digressions into childhood memories.

گفتگو به چند توقف غیر منتظره درباره یادهاي کودکی منحرف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید