go off tangents
منحرف شدن از مسیر
tangents of thought
مسیرهای ذهنی
tangents in conversation
منحرف شدن در گفتگو
explore tangents
کاوش در مسیرهای جانبی
tangents and curves
مسیرهای جانبی و منحنی ها
tangents to ideas
مسیرهای جانبی به ایده ها
tangents of discussion
مسیرهای جانبی بحث
tangents in math
ضلع مقابل در ریاضیات
tangents in art
ضلع مقابل در هنر
tangents to topics
مسیرهای جانبی به موضوعات
the conversation took several tangents before reaching the main point.
گفتگو قبل از رسیدن به نکته اصلی، چندین مسیر انحرافی داشت.
we often go off on tangents during our meetings.
ما اغلب در طول جلسات خود در مسیرهای انحرافی قرار میگیریم.
his story included many interesting tangents.
داستان او شامل مسیرهای انحرافی جالب زیادی بود.
let's avoid tangents and focus on the agenda.
بیایید از مسیرهای انحرافی اجتناب کنیم و بر دستور کار تمرکز کنیم.
she is good at steering conversations back from tangents.
او در هدایت مجدد مکالمات از مسیرهای انحرافی خوب است.
the lecture had many tangents that made it hard to follow.
سخنرانی دارای مسیرهای انحرافی زیادی بود که دنبال کردن آن را دشوار میکرد.
he often goes off on tangents when telling a joke.
او اغلب وقتی شوخی تعریف میکند، در مسیرهای انحرافی قرار میگیرد.
her explanation included several tangents that confused the audience.
توضیحات او شامل مسیرهای انحرافی متعددی بود که باعث سردرگمی مخاطب شد.
we need to stay on topic and not get lost in tangents.
ما باید روی موضوع بمانیم و در مسیرهای انحرافی گم نشویم.
sometimes tangents can lead to unexpected insights.
گاهی اوقات مسیرهای انحرافی میتوانند منجر به بینشهای غیرمنتظرهای شوند.
go off tangents
منحرف شدن از مسیر
tangents of thought
مسیرهای ذهنی
tangents in conversation
منحرف شدن در گفتگو
explore tangents
کاوش در مسیرهای جانبی
tangents and curves
مسیرهای جانبی و منحنی ها
tangents to ideas
مسیرهای جانبی به ایده ها
tangents of discussion
مسیرهای جانبی بحث
tangents in math
ضلع مقابل در ریاضیات
tangents in art
ضلع مقابل در هنر
tangents to topics
مسیرهای جانبی به موضوعات
the conversation took several tangents before reaching the main point.
گفتگو قبل از رسیدن به نکته اصلی، چندین مسیر انحرافی داشت.
we often go off on tangents during our meetings.
ما اغلب در طول جلسات خود در مسیرهای انحرافی قرار میگیریم.
his story included many interesting tangents.
داستان او شامل مسیرهای انحرافی جالب زیادی بود.
let's avoid tangents and focus on the agenda.
بیایید از مسیرهای انحرافی اجتناب کنیم و بر دستور کار تمرکز کنیم.
she is good at steering conversations back from tangents.
او در هدایت مجدد مکالمات از مسیرهای انحرافی خوب است.
the lecture had many tangents that made it hard to follow.
سخنرانی دارای مسیرهای انحرافی زیادی بود که دنبال کردن آن را دشوار میکرد.
he often goes off on tangents when telling a joke.
او اغلب وقتی شوخی تعریف میکند، در مسیرهای انحرافی قرار میگیرد.
her explanation included several tangents that confused the audience.
توضیحات او شامل مسیرهای انحرافی متعددی بود که باعث سردرگمی مخاطب شد.
we need to stay on topic and not get lost in tangents.
ما باید روی موضوع بمانیم و در مسیرهای انحرافی گم نشویم.
sometimes tangents can lead to unexpected insights.
گاهی اوقات مسیرهای انحرافی میتوانند منجر به بینشهای غیرمنتظرهای شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید