dilly-dallied

[ایالات متحده]/[ˈdɪli ˈdælɪd]/
[بریتانیا]/[ˈdɪli ˈdælɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اتلاف وقت کردن؛ معطل شدن.
v. (زمان گذشته فعل dilly-dally) معطل شدن یا اتلاف وقت کردن.
adv. به روشی معطل کننده یا بی‌هدف.

عبارات و ترکیب‌ها

dilly-dallied around

Persian_translation

he dilly-dallied

Persian_translation

they dilly-dallied

Persian_translation

dilly-dallied with

Persian_translation

جملات نمونه

we shouldn't dilly-dallied around and missed the early bird special.

نباید دور و بر بودیم و از تخفیف زودهنگام جا ماندیم.

the team dilly-dallied with the project, and deadlines were missed.

تیم دور و بر بود با پروژه و مهلت‌ها از دست رفت.

don't dilly-dallied about; let's get started on the presentation.

دور و بر نکنید؛ بیایید شروع کنیم به ارائه.

he dilly-dallied with his job search and now regrets it.

او دور و بر کرد با جستجوی شغلی‌اش و حالا پشیمان است.

stop dilly-dallied and finish your homework, please!

دور و بر کردن را متوقف کنید و لطفاً تکالیف خود را تمام کنید!

they dilly-dallied with the negotiations, delaying a final agreement.

آن‌ها دور و بر کردند با مذاکرات، که باعث تاخیر در توافق نهایی شد.

we dilly-dallied on the decision, and the opportunity passed us by.

ما دور و بر کردیم در مورد تصمیم، و فرصت از کنار ما گذشت.

the kids dilly-dallied while waiting for the ice cream truck.

بچه‌ها دور و بر کردند در حالی که منتظر وانت بستنی بودند.

don't dilly-dallied with your packing; we need to leave soon.

دور و بر نکنید با بسته‌بندی‌تان؛ ما باید به زودی برویم.

she dilly-dallied with the application process, missing the scholarship deadline.

او دور و بر کرد با روند درخواست، و مهلت بورسیه را از دست داد.

we dilly-dallied over lunch, and now we're running late.

ما دور و بر کردیم در مورد ناهار، و حالا دیر کرده‌ایم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید