disburse

[ایالات متحده]/dɪsˈbɜːs/
[بریتانیا]/dɪsˈbɜːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پرداخت کردن; هزینه کردن
Word Forms
زمان گذشتهdisbursed
قسمت سوم فعلdisbursed
صفت یا فعل حال استمراریdisbursing
شکل سوم شخص مفردdisburses

عبارات و ترکیب‌ها

disburse funds

پرداخت وجوه

disburse payment

پرداخت وجه

جملات نمونه

disburse a large amount of money for education

پرداخت مبلغ هنگفتی برای آموزش

In the 2000—2008 school year, $426.5 million was disbursed to 349085 students.

در سال تحصیلی 2000-2008، 426.5 میلیون دلار بین 349085 دانش آموز توزیع شد.

The company will disburse bonuses to employees next month.

شرکت ماه آینده پاداش‌ها را بین کارکنان توزیع خواهد کرد.

The charity organization will disburse funds to support education programs.

سازمان خیریه بودجه‌ای را برای حمایت از برنامه‌های آموزشی توزیع خواهد کرد.

It is the responsibility of the finance department to disburse payments to vendors on time.

مسئولیت پرداخت به موقع به فروشندگان بر عهده بخش مالی است.

The government will disburse disaster relief funds to affected areas.

دولت بودجه امداد و نجات را در مناطق آسیب‌دیده توزیع خواهد کرد.

The scholarship committee will disburse grants to deserving students.

کمیته بورسیه کمک‌های بلاعوض را بین دانشجویان شایسته توزیع خواهد کرد.

The bank will disburse loans to qualified applicants.

بانک وام‌ها را بین متقاضیان واجد شرایط توزیع خواهد کرد.

The organization will disburse grants to support small businesses.

سازمان کمک‌های بلاعوض را برای حمایت از کسب و کارهای کوچک توزیع خواهد کرد.

The university will disburse financial aid to eligible students.

دانشگاه کمک‌های مالی را بین دانشجویان واجد شرایط توزیع خواهد کرد.

The foundation will disburse funds for medical research projects.

بنیاد بودجه‌ای را برای پروژه‌های تحقیقات پزشکی توزیع خواهد کرد.

The committee will disburse funds for community development initiatives.

کمیته بودجه‌ای را برای طرح‌های توسعه جامعه توزیع خواهد کرد.

نمونه‌های واقعی

Cohen received or disbursed at least $4.4 million between late 2016 and into this year.

کوهن حداقل ۴.۴ میلیون دلار را بین اواخر سال ۲۰۱۶ و امسال دریافت یا توزیع کرد.

منبع: Time

Your identity might be stolen to make you responsible for repaying a loan disbursed to somebody else.

ممکن است هویت شما به سرقت برود تا شما مسئول بازپرداخت قرضی شوید که به شخص دیگری پرداخت شده است.

منبع: The Economist (Summary)

People come together to share a laugh, to share in that feeling, and then to disburse just as quickly.

افراد دور هم جمع می شوند تا بخندند، در آن احساس سهیم شوند و سپس به همان سرعت توزیع کنند.

منبع: Bilingual Edition of TED Highlights

Only 1.5% of America's $350bn aid package for small firms has been disbursed so far and Britain's effort has been slow, too.

تاکنون تنها ۱.۵ درصد از بسته کمک ۴.۴ میلیارد دلاری آمریکا برای کسب و کارهای کوچک توزیع شده است و تلاش بریتانیایی ها نیز کند بوده است.

منبع: Economist

You shouldn’t take loans and disburse it where it wouldn’t flourish.

نباید وام بگیرید و آن را در جایی که شکوفا نخواهد شد، توزیع کنید.

منبع: Advice from successful people

In total, as I said, about 1.6 billion was disbursed in these reparations.

در مجموع، همانطور که گفتم، حدود ۱.۶ میلیارد در این غرامت ها توزیع شد.

منبع: 2009 English Cafe

They start with the negative argument that dead people no longer enjoy the general freedom to disburse their wealth as they wish-as the dead have no rights.

آنها با این استدلال منفی شروع می کنند که افراد مرده دیگر از آزادی کلی برای توزیع ثروت خود به دلخواه خود برخوردار نیستند - همانطور که افراد مرده هیچ حقی ندارند.

منبع: The Economist (Summary)

So the government decides to support farmers, to set up a budget, to set up the requirements for the people to receive the budget, and then to disburse the funds.

بنابراین دولت تصمیم می گیرد از کشاورزان حمایت کند، بودجه ای را تعیین کند، الزامات لازم برای دریافت بودجه را برای مردم تعیین کند و سپس بودجه را توزیع کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2022 Compilation

To " disburse" (disburse) means to pay money, usually when there is a lot of money that needs to be given in small amounts to many different people for some reason.

برای "توزیع" (توزیع) به معنای پرداخت پول است، معمولاً زمانی که مقدار زیادی پول وجود دارد که باید به دلایل مختلف به افراد زیادی در مبالغ کم پرداخت شود.

منبع: 2009 English Cafe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید