dismaying

[ایالات متحده]/dɪsˈmeɪɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈmeɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن کسی برای احساس نگرانی یا ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

dismaying news

اخبار ناراحت‌کننده

dismaying situation

وضعیت ناراحت‌کننده

dismaying trend

روند ناراحت‌کننده

dismaying results

نتایج ناراحت‌کننده

dismaying behavior

رفتار ناراحت‌کننده

dismaying reality

واقعیت ناراحت‌کننده

dismaying fact

حقیقت ناراحت‌کننده

dismaying evidence

دلایل ناراحت‌کننده

dismaying outcome

نتیجه ناراحت‌کننده

dismaying development

توسعه ناراحت‌کننده

جملات نمونه

the dismaying news spread quickly through the office.

اخبار ناامیدکننده به سرعت در سراسر دفتر پخش شد.

it was dismaying to see the team lose after such hard work.

دیدن شکست تیم پس از تلاش زیاد ناامیدکننده بود.

the dismaying results of the survey shocked everyone.

نتایج ناامیدکننده نظرسنجی همه را شوکه کرد.

her dismaying attitude made it difficult to collaborate.

حرف ناامیدکننده او همکاری را دشوار کرد.

it was dismaying to learn about the environmental damage.

آگاهی از آسیب‌های زیست محیطی ناامیدکننده بود.

the dismaying statistics reveal a troubling trend.

آمار ناامیدکننده روند نگران کننده ای را نشان می دهد.

she found it dismaying that her friends were not supportive.

او دریافت که دوستانش از او حمایت نمی کنند، ناامیدکننده بود.

the dismaying lack of response left him feeling ignored.

نبودن پاسخ ناامیدکننده باعث شد او احساس کند نادیده گرفته شده است.

his dismaying behavior at the party surprised everyone.

رفتار ناامیدکننده او در مهمانی همه را غافلگیر کرد.

the dismaying outcome of the election left many disappointed.

نتیجه ناامیدکننده انتخابات باعث ناامیدی بسیاری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید