dismaying news
اخبار ناراحتکننده
dismaying situation
وضعیت ناراحتکننده
dismaying trend
روند ناراحتکننده
dismaying results
نتایج ناراحتکننده
dismaying behavior
رفتار ناراحتکننده
dismaying reality
واقعیت ناراحتکننده
dismaying fact
حقیقت ناراحتکننده
dismaying evidence
دلایل ناراحتکننده
dismaying outcome
نتیجه ناراحتکننده
dismaying development
توسعه ناراحتکننده
the dismaying news spread quickly through the office.
اخبار ناامیدکننده به سرعت در سراسر دفتر پخش شد.
it was dismaying to see the team lose after such hard work.
دیدن شکست تیم پس از تلاش زیاد ناامیدکننده بود.
the dismaying results of the survey shocked everyone.
نتایج ناامیدکننده نظرسنجی همه را شوکه کرد.
her dismaying attitude made it difficult to collaborate.
حرف ناامیدکننده او همکاری را دشوار کرد.
it was dismaying to learn about the environmental damage.
آگاهی از آسیبهای زیست محیطی ناامیدکننده بود.
the dismaying statistics reveal a troubling trend.
آمار ناامیدکننده روند نگران کننده ای را نشان می دهد.
she found it dismaying that her friends were not supportive.
او دریافت که دوستانش از او حمایت نمی کنند، ناامیدکننده بود.
the dismaying lack of response left him feeling ignored.
نبودن پاسخ ناامیدکننده باعث شد او احساس کند نادیده گرفته شده است.
his dismaying behavior at the party surprised everyone.
رفتار ناامیدکننده او در مهمانی همه را غافلگیر کرد.
the dismaying outcome of the election left many disappointed.
نتیجه ناامیدکننده انتخابات باعث ناامیدی بسیاری شد.
dismaying news
اخبار ناراحتکننده
dismaying situation
وضعیت ناراحتکننده
dismaying trend
روند ناراحتکننده
dismaying results
نتایج ناراحتکننده
dismaying behavior
رفتار ناراحتکننده
dismaying reality
واقعیت ناراحتکننده
dismaying fact
حقیقت ناراحتکننده
dismaying evidence
دلایل ناراحتکننده
dismaying outcome
نتیجه ناراحتکننده
dismaying development
توسعه ناراحتکننده
the dismaying news spread quickly through the office.
اخبار ناامیدکننده به سرعت در سراسر دفتر پخش شد.
it was dismaying to see the team lose after such hard work.
دیدن شکست تیم پس از تلاش زیاد ناامیدکننده بود.
the dismaying results of the survey shocked everyone.
نتایج ناامیدکننده نظرسنجی همه را شوکه کرد.
her dismaying attitude made it difficult to collaborate.
حرف ناامیدکننده او همکاری را دشوار کرد.
it was dismaying to learn about the environmental damage.
آگاهی از آسیبهای زیست محیطی ناامیدکننده بود.
the dismaying statistics reveal a troubling trend.
آمار ناامیدکننده روند نگران کننده ای را نشان می دهد.
she found it dismaying that her friends were not supportive.
او دریافت که دوستانش از او حمایت نمی کنند، ناامیدکننده بود.
the dismaying lack of response left him feeling ignored.
نبودن پاسخ ناامیدکننده باعث شد او احساس کند نادیده گرفته شده است.
his dismaying behavior at the party surprised everyone.
رفتار ناامیدکننده او در مهمانی همه را غافلگیر کرد.
the dismaying outcome of the election left many disappointed.
نتیجه ناامیدکننده انتخابات باعث ناامیدی بسیاری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید