discouragingly

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌrɪdʒɪŋli/
[بریتانیا]/dɪsˈkɜrɪdʒɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که باعث از دست دادن اعتماد به نفس یا اشتیاق می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

discouragingly low

بسیار پایین

discouragingly few

بسیار کم

discouragingly negative

بسیار منفی

discouragingly small

بسیار کوچک

discouragingly poor

بسیار ضعیف

discouragingly high

بسیار زیاد

discouragingly tough

بسیار سخت

discouragingly complex

بسیار پیچیده

discouragingly distant

بسیار دور

discouragingly slow

بسیار کند

جملات نمونه

she looked at the results discouragingly.

او با ناامیدی به نتایج نگاه کرد.

he spoke discouragingly about the project's future.

او با لحنی ناامیدکننده درباره آینده پروژه صحبت کرد.

discouragingly, many students failed the exam.

با کمال تأسف، بسیاری از دانش آموزان در امتحان مردود شدند.

she sighed discouragingly after reading the feedback.

او پس از خواندن بازخورد، با ناامیدی آهی کشید.

his discouragingly low score surprised everyone.

نمره او که به طرز ناامیدکننده‌ای پایین بود، همه را شگفت زده کرد.

they discussed the discouragingly high costs of living.

آنها درباره هزینه های زندگی که به طرز ناامیدکننده ای بالا بودند، بحث کردند.

the weather forecast was discouragingly bad for the weekend.

پیش بینی هوا برای آخر هفته به طرز ناامید کننده ای بد بود.

discouragingly, she received no replies to her applications.

با کمال تأسف، او هیچ پاسخی برای درخواست های خود دریافت نکرد.

he glanced discouragingly at the long queue.

او با نگاهی ناامیدکننده به صف طولانی نگاه کرد.

she felt discouragingly unprepared for the presentation.

او احساس کرد که به طرز ناامید کننده ای برای ارائه آماده نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید