disqualifier

[ایالات متحده]/[ˈdɪskwɒlɪfaɪər]/
[بریتانیا]/[ˈdɪskwɑːlɪˌfaɪər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دلیلی یا عاملی که از اجازه دادن به فرد برای شرکت در چیزی جلوگیری می‌کند؛ فردی که از مشارکت حذف شده است.
v. از اجازه دادن به فرد برای شرکت در چیزی جلوگیری کردن؛ حذف کردن چیزی.
adj. مربوط به یا باعث حذف شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

major disqualifier

عامل حذف‌کننده اساسی

clear disqualifier

عامل حذف‌کننده آشکار

disqualifier factor

عامل حذف‌کنندگی

being a disqualifier

حذف‌کننده بودن

potential disqualifier

عامل حذف‌کننده بالقوه

disqualifier reason

دلیل حذف‌کنندگی

instant disqualifier

عامل حذف‌کننده فوری

serious disqualifier

عامل حذف‌کننده جدی

key disqualifier

عامل حذف‌کننده کلیدی

automatic disqualifier

عامل حذف‌کننده خودکار

جملات نمونه

a lack of experience was a significant disqualifier for the role.

کمبود تجربه یک سلب صلاحیت مهم برای این نقش بود.

the candidate's poor communication skills proved to be a major disqualifier.

مهارت‌های ارتباطی ضعیف نامزد، یک سلب صلاحیت مهم بود.

a criminal record can be a serious disqualifier for many jobs.

سابقه کیفری می‌تواند برای بسیاری از مشاغل یک سلب صلاحیت جدی باشد.

the missing deadline was an immediate disqualifier from the competition.

قضاوت نشده بودن مهلت ثبت‌نام، یک سلب صلاحیت فوری از مسابقه بود.

negative feedback from previous employers acted as a strong disqualifier.

بازخورد منفی از کارفرمایان قبلی به عنوان یک سلب صلاحیت قوی عمل کرد.

a history of unstable employment is often a key disqualifier.

سابقه استخدام ناپایدار اغلب یک سلب صلاحیت کلیدی است.

the inability to meet the minimum requirements was a clear disqualifier.

ناتوانی در برآورده کردن حداقل الزامات یک سلب صلاحیت آشکار بود.

a poor credit score can be a disqualifier for a loan application.

امتیاز اعتباری ضعیف می‌تواند برای درخواست وام یک سلب صلاحیت باشد.

the candidate's age was considered a potential disqualifier by some.

سن نامزد توسط برخی به عنوان یک سلب صلاحیت بالقوه در نظر گرفته شد.

a lack of relevant certifications was a significant disqualifier in this field.

کمبود مدارک معتبر یک سلب صلاحیت مهم در این زمینه بود.

the company used a disqualifier system to narrow down the applicant pool.

شرکت از یک سیستم سلب صلاحیت برای محدود کردن داوطلبان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید