disquietude

[ایالات متحده]/dɪsˈkwaɪətjuːd/
[بریتانیا]/dɪsˈkwaɪəˌtud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ناآرامی یا اضطراب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inner disquietude

آشفتگی درونی

deep disquietude

آشفتگی عمیق

chronic disquietude

آشفتگی مزمن

existential disquietude

آشفتگی وجودی

public disquietude

آشفتگی عمومی

emotional disquietude

آشفتگی عاطفی

social disquietude

آشفتگی اجتماعی

growing disquietude

آشفتگی رو به رشد

general disquietude

آشفتگی عمومی

political disquietude

آشفتگی سیاسی

جملات نمونه

his disquietude about the future kept him awake at night.

نگرانی او در مورد آینده باعث می‌شد شب‌ها نمی‌توانست بخوابد.

she felt a sense of disquietude after hearing the news.

او پس از شنیدن خبر، احساس ناآرامی کرد.

the disquietude in the room was palpable during the meeting.

ناآرامی در اتاق در طول جلسه کاملاً محسوس بود.

his disquietude was evident in his restless behavior.

ناآرامی او در رفت و آمد بیش از حدش آشکار بود.

many people experience disquietude during uncertain times.

بسیاری از مردم در زمان‌های نامطمئن ناآرامی را تجربه می‌کنند.

she tried to mask her disquietude with a smile.

او سعی کرد ناآرامی خود را با لبخند پنهان کند.

the disquietude of the crowd grew as the storm approached.

با نزدیک شدن طوفان، ناآرامی جمعیت بیشتر شد.

his disquietude about the exam results was understandable.

ناآرامی او در مورد نتایج امتحان قابل درک بود.

disquietude can often lead to anxiety and stress.

ناآرامی اغلب می‌تواند منجر به اضطراب و استرس شود.

she expressed her disquietude regarding the recent changes.

او نگرانی خود را در مورد تغییرات اخیر ابراز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید