distracts me
من را حواس پرتی میدهد
distracts others
دیگران را حواس پرتی میدهد
distracts attention
حواس را پرت میکند
distracts focus
تمرکز را منحرف میکند
distracts students
دانشجویان را حواس پرتی میدهد
distracts drivers
رانندگان را حواس پرتی میدهد
distracts me easily
من را به راحتی حواس پرتی میدهد
distracts from work
از کار حواس پرتی میدهد
distracts the mind
ذهن را منحرف میکند
distracts quickly
به سرعت حواس پرتی میدهد
the loud music distracts me from studying.
موسیقی بلند باعث حواسپرتی من از درس خواندن میشود.
don't let your phone distracts you during the meeting.
نگذارید تلفن همراه شما در طول جلسه باعث حواسپرتیتان شود.
her constant talking distracts the whole class.
صحبتهای مداوم او باعث حواسپرتی کل کلاس میشود.
he distracts himself with video games instead of working.
او به جای کار کردن، خود را با بازیهای ویدیویی حواسپرتی میکند.
the bright screen distracts my focus on reading.
نور صفحه نمایش باعث حواسپرتی تمرکز من روی خواندن میشود.
traffic noise distracts drivers from the road.
سر و صدای ترافیک باعث حواسپرتی رانندگان از جاده میشود.
she distracts her dog with a toy during training.
او در طول آموزش، سگ خود را با یک اسباببازی حواسپرتی میکند.
social media often distracts us from our goals.
شبکههای اجتماعی اغلب ما را از اهدافمان حواسپرتی میکنند.
he distracts himself by thinking about past mistakes.
او با فکر کردن به اشتباهات گذشته خود را حواسپرتی میکند.
unexpected events can distract us from our plans.
رویدادهای غیرمنتظره میتوانند ما را از برنامههایمان حواسپرتی کنند.
distracts me
من را حواس پرتی میدهد
distracts others
دیگران را حواس پرتی میدهد
distracts attention
حواس را پرت میکند
distracts focus
تمرکز را منحرف میکند
distracts students
دانشجویان را حواس پرتی میدهد
distracts drivers
رانندگان را حواس پرتی میدهد
distracts me easily
من را به راحتی حواس پرتی میدهد
distracts from work
از کار حواس پرتی میدهد
distracts the mind
ذهن را منحرف میکند
distracts quickly
به سرعت حواس پرتی میدهد
the loud music distracts me from studying.
موسیقی بلند باعث حواسپرتی من از درس خواندن میشود.
don't let your phone distracts you during the meeting.
نگذارید تلفن همراه شما در طول جلسه باعث حواسپرتیتان شود.
her constant talking distracts the whole class.
صحبتهای مداوم او باعث حواسپرتی کل کلاس میشود.
he distracts himself with video games instead of working.
او به جای کار کردن، خود را با بازیهای ویدیویی حواسپرتی میکند.
the bright screen distracts my focus on reading.
نور صفحه نمایش باعث حواسپرتی تمرکز من روی خواندن میشود.
traffic noise distracts drivers from the road.
سر و صدای ترافیک باعث حواسپرتی رانندگان از جاده میشود.
she distracts her dog with a toy during training.
او در طول آموزش، سگ خود را با یک اسباببازی حواسپرتی میکند.
social media often distracts us from our goals.
شبکههای اجتماعی اغلب ما را از اهدافمان حواسپرتی میکنند.
he distracts himself by thinking about past mistakes.
او با فکر کردن به اشتباهات گذشته خود را حواسپرتی میکند.
unexpected events can distract us from our plans.
رویدادهای غیرمنتظره میتوانند ما را از برنامههایمان حواسپرتی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید