drunkenly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در حالت مستی، مدهوش

جملات نمونه

He stumbled drunkenly out of the bar.

او به حالت مستانه از بار بیرون افتاد.

She sang drunkenly at the karaoke bar.

او به حالت مستانه در بار کارائوکه آواز خواند.

The man spoke drunkenly, slurring his words.

مرد به حالت مستانه صحبت کرد و کلماتش را گنگ بیان کرد.

They danced drunkenly under the moonlight.

آنها به حالت مستانه زیر نور ماه رقصیدند.

He laughed drunkenly at the silly joke.

او به حالت مستانه به شوخی احمقانه خندید.

She painted drunkenly, creating abstract art.

او به حالت مستانه نقاشی کرد و هنر انتزاعی خلق کرد.

The friends wandered drunkenly through the streets at night.

دوستان به حالت مستانه شب‌ها در خیابان‌ها سرگردانی می‌کردند.

He cooked drunkenly, almost burning the food.

او به حالت مستانه آشپزی کرد و نزدیک بود غذا را بسوزاند.

She typed drunkenly, making many mistakes.

او به حالت مستانه تایپ کرد و اشتباهات زیادی مرتکب شد.

The actor stumbled drunkenly off the stage after the performance.

بازیگر پس از اجرا به حالت مستانه از صحنه پایین افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید