act egoistically
عمل خودخواهانه
think egoistically
خودخواهانه فکر کردن
behave egoistically
خودخواهانه رفتار کردن
live egoistically
خودخواهانه زندگی کردن
react egoistically
خودخواهانه واکنش نشان دادن
speak egoistically
خودخواهانه صحبت کردن
decide egoistically
تصمیم خودخواهانه گرفتن
choose egoistically
خودخواهانه انتخاب کردن
interact egoistically
خودخواهانه تعامل کردن
respond egoistically
خودخواهانه پاسخ دادن
she acted egoistically in the meeting, ignoring others' opinions.
او در جلسه به خودخواهی عمل کرد و نظرات دیگران را نادیده گرفت.
he egoistically pursued his own interests without considering the team.
او به خودخواهی به دنبال منافع خود رفت و به گروه توجه نکرد.
they egoistically took all the credit for the project.
آنها به خودخواهی تمام اعتبار پروژه را برای خود برداشتند.
she tends to think egoistically when making decisions.
او معمولاً هنگام تصمیم گیری به خودخواهی فکر می کند.
his egoistically driven actions led to team conflicts.
اقدامات خودخواهانه او منجر به درگیری در تیم شد.
people often act egoistically when they feel threatened.
افراد اغلب زمانی که احساس خطر می کنند، به خودخواهی عمل می کنند.
she was criticized for her egoistically motivated choices.
او به خاطر انتخاب های خودخواهانه اش مورد انتقاد قرار گرفت.
he approached the situation egoistically, prioritizing his needs.
او با اولویت دادن به نیازهای خود، به خودخواهی با این وضعیت برخورد کرد.
they egoistically dismissed the concerns of others.
آنها به خودخواهی نگرانی های دیگران را نادیده گرفتند.
acting egoistically can harm relationships in the long run.
عمل کردن به خودخواهی می تواند در دراز مدت به روابط آسیب برساند.
act egoistically
عمل خودخواهانه
think egoistically
خودخواهانه فکر کردن
behave egoistically
خودخواهانه رفتار کردن
live egoistically
خودخواهانه زندگی کردن
react egoistically
خودخواهانه واکنش نشان دادن
speak egoistically
خودخواهانه صحبت کردن
decide egoistically
تصمیم خودخواهانه گرفتن
choose egoistically
خودخواهانه انتخاب کردن
interact egoistically
خودخواهانه تعامل کردن
respond egoistically
خودخواهانه پاسخ دادن
she acted egoistically in the meeting, ignoring others' opinions.
او در جلسه به خودخواهی عمل کرد و نظرات دیگران را نادیده گرفت.
he egoistically pursued his own interests without considering the team.
او به خودخواهی به دنبال منافع خود رفت و به گروه توجه نکرد.
they egoistically took all the credit for the project.
آنها به خودخواهی تمام اعتبار پروژه را برای خود برداشتند.
she tends to think egoistically when making decisions.
او معمولاً هنگام تصمیم گیری به خودخواهی فکر می کند.
his egoistically driven actions led to team conflicts.
اقدامات خودخواهانه او منجر به درگیری در تیم شد.
people often act egoistically when they feel threatened.
افراد اغلب زمانی که احساس خطر می کنند، به خودخواهی عمل می کنند.
she was criticized for her egoistically motivated choices.
او به خاطر انتخاب های خودخواهانه اش مورد انتقاد قرار گرفت.
he approached the situation egoistically, prioritizing his needs.
او با اولویت دادن به نیازهای خود، به خودخواهی با این وضعیت برخورد کرد.
they egoistically dismissed the concerns of others.
آنها به خودخواهی نگرانی های دیگران را نادیده گرفتند.
acting egoistically can harm relationships in the long run.
عمل کردن به خودخواهی می تواند در دراز مدت به روابط آسیب برساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید