electioneering

[ایالات متحده]/ɪˌlekʃənˈɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˌlekʃənˈɪrɪŋ/

ترجمه

n. عمل انجام دادن یا شرکت کردن در یک کمپین سیاسی
adj. مربوط به یا ویژه کمپین های سیاسی
v. (اسم تفعل) در حال انجام دادن انتخابات گردانی؛ کمپین کردن (اسم تفعل از electioneer)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

electioneering activities

فعالیت‌های انتخاباتی

stopping electioneering

متوقف کردن تبلیغات انتخاباتی

electioneering season

فصل تبلیغات انتخاباتی

intense electioneering

تبلیغات انتخاباتی شدید

electioneering ban

ممنوعیت تبلیغات انتخاباتی

avoiding electioneering

اجتناب از تبلیغات انتخاباتی

electioneering costs

هزینه‌های تبلیغات انتخاباتی

early electioneering

تبلیغات انتخاباتی زود هنگام

post-electioneering

پس از تبلیغات انتخاباتی

electioneering tactics

تاکتیک‌های تبلیغاتی

جملات نمونه

the candidate engaged in relentless electioneering across the state.

نامزد در تبلیغات انتخاباتی بی‌وقفه در سراسر ایالت شرکت کرد.

concerns were raised about the cost of electioneering and campaign advertising.

نگرانی‌هایی در مورد هزینه‌های تبلیغات انتخاباتی و تبلیغات رسانه‌ای مطرح شد.

strict regulations govern electioneering near polling stations on election day.

قوانین سختگیرانه تبلیغات انتخاباتی در نزدیکی شعب اخذ رای در روز انتخابات را کنترل می‌کنند.

the party's electioneering strategy focused on key swing districts.

استراتژی تبلیغات انتخاباتی حزب بر روی مناطق کلیدی نوسان تمرکز داشت.

early electioneering began months before the official campaign launch.

تبلیغات انتخاباتی زود هنگام ماه‌ها قبل از شروع رسمی کمپین آغاز شد.

he faced criticism for aggressive electioneering tactics.

او به دلیل تاکتیک‌های تهاجمی تبلیغاتی مورد انتقاد قرار گرفت.

electioneering is a vital part of any democratic process.

تبلیغات انتخاباتی بخش مهمی از هر فرآیند دموکراتیک است.

the team coordinated their electioneering efforts across social media.

تیم تلاش‌های تبلیغاتی خود را در رسانه‌های اجتماعی هماهنگ کرد.

grassroots electioneering can be a powerful way to connect with voters.

تبلیغات انتخاباتی مردمی می‌تواند راه قدرتمندی برای ارتباط با رای‌دهندگان باشد.

the incumbent relied on extensive electioneering to maintain their position.

حاکم برای حفظ جایگاه خود به شدت به تبلیغات انتخاباتی متکی بود.

they suspended electioneering following the tragic news.

آنها پس از اخبار غم‌انگیز تبلیغات انتخاباتی را متوقف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید