electrize

[ایالات متحده]/ɪˈlɛktraɪz/
[بریتانیا]/ɪˈlɛktraɪz/

ترجمه

vt. باعث شدن که با الکتریسیته شارژ شود؛ الکتریکی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

electrize the crowd

تحریک هیجان در جمعیت

electrize the audience

تحریک هیجان در مخاطبان

electrize the atmosphere

تحریک هیجان در فضا

electrize the event

تحریک هیجان در رویداد

electrize the performance

تحریک هیجان در اجرا

electrize the moment

تحریک هیجان در لحظه

electrize the game

تحریک هیجان در بازی

electrize the team

تحریک هیجان در تیم

electrize the night

تحریک هیجان در شب

electrize the show

تحریک هیجان در نمایش

جملات نمونه

the performance electrized the audience.

اجرا مخاطبان را هیجان‌زده کرد.

his speech electrized the crowd.

سخنرانی او جمعیت را هیجان‌زده کرد.

the news electrized the entire team.

این خبر کل تیم را هیجان‌زده کرد.

she has the ability to electrize any room.

او توانایی هیجان‌زده کردن هر فضایی را دارد.

the concert electrized everyone present.

کنسرت همه حاضران را هیجان‌زده کرد.

his enthusiasm electrized the participants.

اشتیاق او شرکت‌کنندگان را هیجان‌زده کرد.

the innovative ideas electrized the discussion.

ایده‌های نوآورانه بحث را هیجان‌زده کرد.

the athlete's performance electrized the fans.

عملکرد ورزشکار طرفداران را هیجان‌زده کرد.

the film's climax electrized the viewers.

اوج فیلم بینندگان را هیجان‌زده کرد.

the unexpected twist electrized the plot.

پیچش غیرمنتظره طرح را هیجان‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید