elegances

[ایالات متحده]/[ˈelɪɡənsɪz]/
[بریتانیا]/[ˈelɪɡənsɪz]/

ترجمه

n. خصوصیات یا ویژگی‌هایی که چیزی را لطیف و زیبایی می‌کنند؛ نمونه‌هایی از سبک یا طعم رفیع؛ حالت بودن ظریف.

عبارات و ترکیب‌ها

showed elegances

خوبی‌های نمایش داده شده

جملات نمونه

the hotel's elegances included a rooftop pool and a spa.

زیبایی‌های هتل شامل یک استخر روی تراس و یک سالن مساج بود.

she appreciated the subtle elegances of the antique furniture.

او زیبایی‌های ریز و ریگ این مبلمان باستانی را دوست داشت.

the wedding showcased many elegances, from the flowers to the venue.

این ازدواج زیبایی‌های زیادی را از گل‌ها تا محل برگزاری نشان داد.

he noticed the small elegances in her handwriting.

او زیبایی‌های کوچکی در خط دست‌نویس او را متوجه شد.

the restaurant is known for its culinary elegances and impeccable service.

این رستوران به خاطر زیبایی‌های گذاره‌ای و خدمات بی‌نظیرش معروف است.

the designer incorporated modern elegances into the classic design.

طراح زیبایی‌های مدرن را در طراحی کلاسیک جایگذاری کرد.

the ballroom was filled with the elegances of crystal chandeliers.

این سالن رقص با زیبایی‌های شمعدان‌های بلوری پر شده بود.

she valued the simple elegances of a quiet evening at home.

او زیبایی‌های ساده یک شب آرام در خانه را ارزش‌مند می‌دانست.

the museum displayed the historical elegances of the royal court.

موزه زیبایی‌های تاریخی دارالملک را نمایش داد.

the artist sought to capture the elegances of the natural world.

هنرمند سعی کرد زیبایی‌های جهان طبیعی را ثبت کند.

the city's architecture boasts many historical elegances.

معماری شهر زیبایی‌های تاریخی زیادی را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید