encrusted

[ایالات متحده]/[ɪnˈkrʌstɪd]/
[بریتانیا]/[ɪnˈkrʌstɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده شده با جواهر یا دیگر اشیاء زیبایی؛ پوشیده شده با لایه‌ای یا پوشش.
v. جواهر یا دیگر اشیاء زیبایی را در (چیزی) پوشاندن؛ با لایه یا پوشش پوشاندن.

عبارات و ترکیب‌ها

encrusted with jewels

پوشیده از جواهرات

encrusted shell

پوسته‌ای که با جواهر پوشیده شده است

encrusted surface

سطح پوشیده از جواهرات

being encrusted

در حال پوشاندن با جواهرات

heavily encrusted

به شدت پوشیده از جواهرات

encrusted wood

چوب پوشیده از جواهرات

encrusted metal

فلز پوشیده از جواهرات

encrusted design

طرح پوشیده از جواهرات

encrusted silver

نقره پوشیده از جواهرات

encrusted gold

طلای پوشیده از جواهرات

جملات نمونه

the antique jewelry box was encrusted with tiny pearls.

جعبه جواهر قدیمی با دانه‌های کوچک گویچه پوشیده شده بود.

the cave walls were encrusted with glittering crystals.

دیواره‌های ایستگاه با کریستال‌های لامسی پوشیده شده بود.

the cake was beautifully encrusted with chopped nuts.

تorta با زیبایی با نوک‌های خرد شده پوشیده شده بود.

the crown was encrusted with diamonds and rubies.

پریس با ماهیت و گوهرهای قرمز پوشیده شده بود.

the statue was encrusted with gold leaf.

پوسته با طلا پوشیده شده بود.

the handle of the knife was encrusted with mother-of-pearl.

مقبض کناف با چرخ‌های نقره‌ای پوشیده شده بود.

the rock face was encrusted with barnacles.

پوسته سنگ با بارانک‌ها پوشیده شده بود.

the silver tray was encrusted with intricate designs.

تریه نقره‌ای با طراحی‌های پیچیده پوشیده شده بود.

the sugar cookies were encrusted in coarse sugar.

کوکی‌های شکر با شکر خشن پوشیده شده بود.

the belt buckle was encrusted with colorful stones.

چرخ‌های کمربند با سنگ‌های رنگی پوشیده شده بود.

the chocolate was encrusted with sea salt.

شکلات با نمک دریایی پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید