enervate

[ایالات متحده]/ˈenəveɪt/
[بریتانیا]/ˈenərveɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تضعیف کردن یا محروم کردن از قدرت؛ محروم کردن از زندگی
adj. تضعیف شده؛ فاقد قدرت
Word Forms
شکل سوم شخص مفردenervates
صفت یا فعل حال استمراریenervating
زمان گذشتهenervated
قسمت سوم فعلenervated

جملات نمونه

enervated by the hot climate

تحت تأثیر آب و هوای گرم

Idleness enervates the will to succeed.

بی‌حالی اراده برای موفقیت را تحلیل می‌برد.

the enervate slightness of his frail form.

تحلیل‌گرایی و ضعف در فرم شکننده او.

A hot climate enervates people who are not used to it.

آب و هوای گرم افرادی را که به آن عادت ندارند تحلیل می‌برد.

The hot weather can enervate even the strongest athletes.

حتی آب و هوای گرم می‌تواند ورزشکاران قوی را تحلیل ببرد.

Lack of sleep can enervate your body and mind.

کمبود خواب می‌تواند بدن و ذهن شما را تحلیل ببرد.

Constant stress can enervate your immune system.

استرس مداوم می‌تواند سیستم ایمنی شما را تحلیل ببرد.

Negative news can enervate people's spirits.

اخبار منفی می‌تواند روحیه مردم را تحلیل ببرد.

A monotonous routine can enervate creativity.

یک روال یکنواخت می‌تواند خلاقیت را تحلیل ببرد.

A lack of motivation can enervate your enthusiasm for work.

کمبود انگیزه می‌تواند اشتیاق شما به کار را تحلیل ببرد.

Too much screen time can enervate your eyes.

تماشای بیش از حد صفحه نمایش می‌تواند چشمان شما را تحلیل ببرد.

A toxic work environment can enervate employees.

محیط کار سمی می‌تواند باعث تحلیل انرژی کارمندان شود.

Poor air quality can enervate your respiratory system.

کیفیت هوای نامناسب می‌تواند سیستم تنفسی شما را تحلیل ببرد.

Overthinking can enervate your mental energy.

تفکر بیش از حد می‌تواند انرژی ذهنی شما را تحلیل ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید