power enslaves
قدرت، بنده میسازد
fear enslaves
ترس، بنده میسازد
money enslaves
پول، بنده میسازد
addiction enslaves
اعتیاد، بنده میسازد
ignorance enslaves
نادانی، بنده میسازد
society enslaves
جامعه، بنده میسازد
habit enslaves
عادت، بنده میسازد
debt enslaves
بدهی، بنده میسازد
time enslaves
زمان، بنده میسازد
fear often enslaves people, preventing them from pursuing their dreams.
ترس اغلب مردم را اسیر میکند و از دنبال کردن رویاهایشان باز میدارد.
greed enslaves the mind and distorts one's values.
طمع ذهن را اسیر میکند و ارزشهای یک فرد را تحریف میکند.
technology can enslave us if we let it control our lives.
فناوری میتواند ما را اسیر کند اگر اجازه دهیم کنترل زندگی ما را به دست بگیرد.
she believes that love should free us, not enslave us.
او معتقد است که عشق باید ما را آزاد کند، نه اینکه اسیر کند.
history shows how oppression enslaves entire communities.
تاریخ نشان میدهد که چگونه ستمبرداری کل جوامع را اسیر میکند.
he felt that his job enslaves him to a monotonous routine.
او احساس میکرد که شغلش او را به یک روتین یکنواخت اسیر میکند.
debt can easily enslave individuals if not managed wisely.
اگر به درستی مدیریت نشود، بدهی میتواند به راحتی افراد را اسیر کند.
she feared that her past mistakes would enslave her future.
او میترسید که اشتباهات گذشتهاش آیندهاش را اسیر کند.
society often enslaves individuals to unrealistic standards.
جامعه اغلب افراد را به استانداردهای غیرواقعی اسیر میکند.
he realized that anger enslaves him to negative emotions.
او متوجه شد که خشم او را به احساسات منفی اسیر میکند.
power enslaves
قدرت، بنده میسازد
fear enslaves
ترس، بنده میسازد
money enslaves
پول، بنده میسازد
addiction enslaves
اعتیاد، بنده میسازد
ignorance enslaves
نادانی، بنده میسازد
society enslaves
جامعه، بنده میسازد
habit enslaves
عادت، بنده میسازد
debt enslaves
بدهی، بنده میسازد
time enslaves
زمان، بنده میسازد
fear often enslaves people, preventing them from pursuing their dreams.
ترس اغلب مردم را اسیر میکند و از دنبال کردن رویاهایشان باز میدارد.
greed enslaves the mind and distorts one's values.
طمع ذهن را اسیر میکند و ارزشهای یک فرد را تحریف میکند.
technology can enslave us if we let it control our lives.
فناوری میتواند ما را اسیر کند اگر اجازه دهیم کنترل زندگی ما را به دست بگیرد.
she believes that love should free us, not enslave us.
او معتقد است که عشق باید ما را آزاد کند، نه اینکه اسیر کند.
history shows how oppression enslaves entire communities.
تاریخ نشان میدهد که چگونه ستمبرداری کل جوامع را اسیر میکند.
he felt that his job enslaves him to a monotonous routine.
او احساس میکرد که شغلش او را به یک روتین یکنواخت اسیر میکند.
debt can easily enslave individuals if not managed wisely.
اگر به درستی مدیریت نشود، بدهی میتواند به راحتی افراد را اسیر کند.
she feared that her past mistakes would enslave her future.
او میترسید که اشتباهات گذشتهاش آیندهاش را اسیر کند.
society often enslaves individuals to unrealistic standards.
جامعه اغلب افراد را به استانداردهای غیرواقعی اسیر میکند.
he realized that anger enslaves him to negative emotions.
او متوجه شد که خشم او را به احساسات منفی اسیر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید