environed

[ایالات متحده]/ɪnˈvaɪrənd/
[بریتانیا]/ɪnˈvaɪrənd/

ترجمه

v. احاطه کردن یا محصور کردن؛ محاصره کردن (به طور خصمانه یا محافظتی)

عبارات و ترکیب‌ها

environed by nature

احاطه شده توسط طبیعت

environed in beauty

احاطه شده در زیبایی

environed with love

احاطه شده با عشق

environed by trees

احاطه شده توسط درختان

environed in peace

احاطه شده در صلح

environed by mountains

احاطه شده توسط کوه ها

environed by friends

احاطه شده توسط دوستان

environed with joy

احاطه شده با شادی

environed in silence

احاطه شده در سکوت

environed by light

احاطه شده توسط نور

جملات نمونه

the village is environed by lush green hills.

دهکده توسط تپه‌های سبز و سرسبز احاطه شده است.

they built a fence to keep the garden environed.

آنها برای حفظ محیط باغ، یک حصار ساختند.

the castle is environed by a deep moat.

قلعه توسط یک خندق عمیق احاطه شده است.

the city is environed by a series of mountains.

شهر توسط مجموعه‌ای از کوه‌ها احاطه شده است.

her thoughts were environed by doubt and fear.

افکار او با شک و ترس احاطه شده بود.

the park is environed by beautiful cherry blossom trees.

پارک توسط درختان زیبای شکوفه گیلاس احاطه شده است.

the ancient ruins are environed by thick forests.

آثار باستانی توسط جنگل‌های انبوه احاطه شده است.

he felt environed by the expectations of his family.

او احساس می‌کرد که توسط انتظارات خانواده‌اش احاطه شده است.

the town is environed by rivers and lakes.

شهر توسط رودخانه‌ها و دریاچه‌ها احاطه شده است.

her life was environed by challenges and opportunities.

زندگی او با چالش‌ها و فرصت‌ها احاطه شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید