escapades

[ایالات متحده]/ˌɛskəˈpeɪdz/
[بریتانیا]/ˌɛskəˈpeɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال شیطنت آمیز یا ماجراجویانه

عبارات و ترکیب‌ها

wild escapades

ماجراهای وحشی

fun escapades

ماجراهای سرگرم کننده

adventurous escapades

ماجراهای ماجراجویانه

crazy escapades

ماجراهای دیوانه وار

summer escapades

ماجراهای تابستانی

secret escapades

ماجراهای مخفی

spontaneous escapades

ماجراهای خود جوش

childhood escapades

ماجراهای دوران کودکی

romantic escapades

ماجراهای عاشقانه

travel escapades

ماجراهای سفر

جملات نمونه

her escapades often lead to unexpected adventures.

ماجراجویی‌های او اغلب منجر به ماجراهای غیرمنتظره می‌شود.

we laughed about his wild escapades during college.

ما در دوران دانشگاه در مورد ماجراجویی‌های وحشیانه‌اش خندیدیم.

his escapades around the city are legendary.

ماجراجویی‌های او در شهر افسانه‌ای است.

they documented their escapades in a travel blog.

آنها ماجراجویی‌های خود را در یک وبلاگ سفر مستند کردند.

her escapades with friends always make for great stories.

ماجراجویی‌های او با دوستان همیشه داستان‌های خوبی را رقم می‌زند.

his escapades often get him into trouble.

ماجراجویی‌های او اغلب او را در دردسر می‌اندازد.

we reminisced about our youthful escapades last night.

دیشب در مورد ماجراجویی‌های جوانی‌مان یاد کردیم.

her escapades in the mountains were breathtaking.

ماجراجویی‌های او در کوه‌ها نفس‌گیر بود.

his escapades include skydiving and bungee jumping.

ماجراجویی‌های او شامل پرش با چتر و بungy jumping است.

they planned their next escapades for the summer.

آنها ماجراجویی‌های بعدی خود را برای تابستان برنامه‌ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید