wild escapades
ماجراهای وحشی
fun escapades
ماجراهای سرگرم کننده
adventurous escapades
ماجراهای ماجراجویانه
crazy escapades
ماجراهای دیوانه وار
summer escapades
ماجراهای تابستانی
secret escapades
ماجراهای مخفی
spontaneous escapades
ماجراهای خود جوش
childhood escapades
ماجراهای دوران کودکی
romantic escapades
ماجراهای عاشقانه
travel escapades
ماجراهای سفر
her escapades often lead to unexpected adventures.
ماجراجوییهای او اغلب منجر به ماجراهای غیرمنتظره میشود.
we laughed about his wild escapades during college.
ما در دوران دانشگاه در مورد ماجراجوییهای وحشیانهاش خندیدیم.
his escapades around the city are legendary.
ماجراجوییهای او در شهر افسانهای است.
they documented their escapades in a travel blog.
آنها ماجراجوییهای خود را در یک وبلاگ سفر مستند کردند.
her escapades with friends always make for great stories.
ماجراجوییهای او با دوستان همیشه داستانهای خوبی را رقم میزند.
his escapades often get him into trouble.
ماجراجوییهای او اغلب او را در دردسر میاندازد.
we reminisced about our youthful escapades last night.
دیشب در مورد ماجراجوییهای جوانیمان یاد کردیم.
her escapades in the mountains were breathtaking.
ماجراجوییهای او در کوهها نفسگیر بود.
his escapades include skydiving and bungee jumping.
ماجراجوییهای او شامل پرش با چتر و بungy jumping است.
they planned their next escapades for the summer.
آنها ماجراجوییهای بعدی خود را برای تابستان برنامهریزی کردند.
wild escapades
ماجراهای وحشی
fun escapades
ماجراهای سرگرم کننده
adventurous escapades
ماجراهای ماجراجویانه
crazy escapades
ماجراهای دیوانه وار
summer escapades
ماجراهای تابستانی
secret escapades
ماجراهای مخفی
spontaneous escapades
ماجراهای خود جوش
childhood escapades
ماجراهای دوران کودکی
romantic escapades
ماجراهای عاشقانه
travel escapades
ماجراهای سفر
her escapades often lead to unexpected adventures.
ماجراجوییهای او اغلب منجر به ماجراهای غیرمنتظره میشود.
we laughed about his wild escapades during college.
ما در دوران دانشگاه در مورد ماجراجوییهای وحشیانهاش خندیدیم.
his escapades around the city are legendary.
ماجراجوییهای او در شهر افسانهای است.
they documented their escapades in a travel blog.
آنها ماجراجوییهای خود را در یک وبلاگ سفر مستند کردند.
her escapades with friends always make for great stories.
ماجراجوییهای او با دوستان همیشه داستانهای خوبی را رقم میزند.
his escapades often get him into trouble.
ماجراجوییهای او اغلب او را در دردسر میاندازد.
we reminisced about our youthful escapades last night.
دیشب در مورد ماجراجوییهای جوانیمان یاد کردیم.
her escapades in the mountains were breathtaking.
ماجراجوییهای او در کوهها نفسگیر بود.
his escapades include skydiving and bungee jumping.
ماجراجوییهای او شامل پرش با چتر و بungy jumping است.
they planned their next escapades for the summer.
آنها ماجراجوییهای بعدی خود را برای تابستان برنامهریزی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید