estuaries

[ایالات متحده]/ˈɛstjʊəriz/
[بریتانیا]/ˈɛstʃuːˌɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که یک رودخانه با دریا ملاقات می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

healthy estuaries

تالاب‌های سالم

estuaries ecosystem

زیستگاه تالاب‌ها

estuaries protection

حفاظت از تالاب‌ها

estuaries biodiversity

تنوع زیستی تالاب‌ها

estuaries management

مدیریت تالاب‌ها

estuaries conservation

حفظ تالاب‌ها

estuaries research

تحقیقات تالاب‌ها

estuaries habitats

زیستگاه‌های تالاب‌ها

estuaries pollution

آلودگی تالاب‌ها

estuaries restoration

بازسازی تالاب‌ها

جملات نمونه

estuaries are crucial for maintaining biodiversity.

تالاب‌ها برای حفظ تنوع زیستی بسیار مهم هستند.

many fish species thrive in estuaries.

بسیاری از گونه‌های ماهی در تالاب‌ها به خوبی رشد می‌کنند.

estuaries serve as nurseries for young marine life.

تالاب‌ها به عنوان مهد کودک برای حیات دریایی جوان عمل می‌کنند.

pollution can severely impact estuaries.

آلودگی می‌تواند تأثیر جدی بر تالاب‌ها داشته باشد.

birdwatching is popular in estuaries.

مشاهده پرندگان در تالاب‌ها محبوب است.

estuaries provide essential ecosystem services.

تالاب‌ها خدمات ضروری اکوسیستم را ارائه می‌دهند.

many communities rely on estuaries for their livelihoods.

بسیاری از جوامع برای کسب روزی خود به تالاب‌ها متکی هستند.

estuaries are formed where rivers meet the sea.

تالاب‌ها در محل تلاقی رودخانه با دریا شکل می‌گیرند.

conservation efforts are vital for protecting estuaries.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از تالاب‌ها حیاتی هستند.

estuaries can help filter pollutants from water.

تالاب‌ها می‌توانند به فیلتر کردن آلاینده‌ها از آب کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید