my ex-wife
همسر سابق من
an ex-wife
یک همسر سابق
lost my ex-wife
همسر سابقم را گم کردم
talking to ex-wife
با همسر سابقم صحبت کردن
married my ex-wife
با همسر سابقم ازدواج کردم
ex-wife's house
خانه همسر سابقم
seeing ex-wife
دیدن همسر سابقم
dealing with ex-wife
رسیدگی به همسر سابقم
ex-wife's kids
فرزندان همسر سابقم
he still talks about his ex-wife occasionally.
او هنوز گاهی اوقات در مورد همسر سابقش صحبت میکند.
my ex-wife and i share custody of our children.
من و همسر سابقم حضانت فرزندانمان را به اشتراک میگذاریم.
dealing with an ex-wife can be emotionally draining.
رسیدگی به یک همسر سابق میتواند از نظر احساسی خستهکننده باشد.
he's moved on and no longer thinks about his ex-wife.
او به جلو حرکت کرده و دیگر به همسر سابقش فکر نمیکند.
the divorce from his ex-wife was finalized last year.
طلاق از همسر سابقش سال گذشته نهایی شد.
he has a good relationship with his ex-wife for the kids' sake.
او رابطهی خوبی با همسر سابقش برای خاطر بچهها دارد.
my ex-wife remarried and seems very happy now.
همسر سابقم دوباره ازدواج کرد و به نظر میرسد اکنون خیلی خوشحال است.
he's paying alimony to his ex-wife every month.
او هر ماه نفقه به همسر سابقش پرداخت میکند.
she's dating someone new after her split from her ex-wife.
او بعد از جدایی از همسر سابقش با یک نفر جدید قرار میگذارد.
he avoids mentioning his ex-wife in conversations.
او از اشاره کردن به همسر سابقش در گفتگوها خودداری میکند.
the legal battle with his ex-wife was long and difficult.
درگیری قانونی با همسر سابقش طولانی و دشوار بود.
he's trying to maintain a civil relationship with his ex-wife.
او سعی میکند رابطهای مدنی با همسر سابقش حفظ کند.
my ex-wife
همسر سابق من
an ex-wife
یک همسر سابق
lost my ex-wife
همسر سابقم را گم کردم
talking to ex-wife
با همسر سابقم صحبت کردن
married my ex-wife
با همسر سابقم ازدواج کردم
ex-wife's house
خانه همسر سابقم
seeing ex-wife
دیدن همسر سابقم
dealing with ex-wife
رسیدگی به همسر سابقم
ex-wife's kids
فرزندان همسر سابقم
he still talks about his ex-wife occasionally.
او هنوز گاهی اوقات در مورد همسر سابقش صحبت میکند.
my ex-wife and i share custody of our children.
من و همسر سابقم حضانت فرزندانمان را به اشتراک میگذاریم.
dealing with an ex-wife can be emotionally draining.
رسیدگی به یک همسر سابق میتواند از نظر احساسی خستهکننده باشد.
he's moved on and no longer thinks about his ex-wife.
او به جلو حرکت کرده و دیگر به همسر سابقش فکر نمیکند.
the divorce from his ex-wife was finalized last year.
طلاق از همسر سابقش سال گذشته نهایی شد.
he has a good relationship with his ex-wife for the kids' sake.
او رابطهی خوبی با همسر سابقش برای خاطر بچهها دارد.
my ex-wife remarried and seems very happy now.
همسر سابقم دوباره ازدواج کرد و به نظر میرسد اکنون خیلی خوشحال است.
he's paying alimony to his ex-wife every month.
او هر ماه نفقه به همسر سابقش پرداخت میکند.
she's dating someone new after her split from her ex-wife.
او بعد از جدایی از همسر سابقش با یک نفر جدید قرار میگذارد.
he avoids mentioning his ex-wife in conversations.
او از اشاره کردن به همسر سابقش در گفتگوها خودداری میکند.
the legal battle with his ex-wife was long and difficult.
درگیری قانونی با همسر سابقش طولانی و دشوار بود.
he's trying to maintain a civil relationship with his ex-wife.
او سعی میکند رابطهای مدنی با همسر سابقش حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید