exalt

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɔːlt/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɔːlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ستایش کردن; تحسین کردن ترویج یا ارتقاء دادن
Word Forms
قسمت سوم فعلexalted
صفت یا فعل حال استمراریexalting
زمان گذشتهexalted
شکل سوم شخص مفردexalts
جمعexalts

عبارات و ترکیب‌ها

exalt in glory

تعالی در شکوه

exalt to leadership

ارتقا به رهبری

exalt someone's reputation

ارتقای اعتبار کسی

جملات نمونه

the party will continue to exalt their hero.

حزب به ستایش قهرمان خود ادامه خواهد داد.

The performance truly exalted the audience.

اجاى گرفتن واقعى، تماشاگران را به وجد آورد.

an exalted state of excitement

یک حالت هیجان‌انگیز والا

works of art that exalt the imagination.

آثار هنری که تخیل را به اوج می‌رساند.

an exalted dedication to liberty.

تعهد والای به آزادی

she did not normally move in such exalted circles.

او معمولاً در چنین دایره‌های والایی تردد نمی‌کرد.

I felt exalted and newly alive.

من احساس کردم که به اوج رسیده‌ام و دوباره زنده شده‌ام.

He was exalted to the postion of a general manager of the company.

او به سمت مدیرعامل شرکت ارتقا یافت.

We were exalted by his poems.

ما تحت تأثیر شعرهای او قرار گرفتیم.

his exalted position in the firm

موقعیت والا او در شرکت

exalted the shepherd to the rank of grand vizier.

او چوپان را به رتبه وزیر اعظم ارتقا داد.

The manager exalted many of his friends.

مدیر دوستان زیادی را ارتقا داد.

She thanked the President to exalt her.

او از رئیس جمهور تشکر کرد تا او را ارتقا دهد.

this naturally exalts the peasant above his brethren in the same rank of society.

این به طور طبیعی دهقان را بالاتر از خویشاوندانش در همان رتبه اجتماعی قرار می‌دهد.

romanticism liberated the imagination and exalted the emotions.

رومانتیک‌گرایی، تخیل را آزاد کرد و احساسات را به اوج رساند.

his exalted hopes of human progress.

امیدات والا او برای پیشرفت انسان.

literators trudging up to knock at Fame's exalted temple-door

نویسندگان که برای کوبیدن به در معبد والا شهرت تلاش می‌کنند.

He has an exalted sense of his importance to the project.

او احساس مهم بودن خود برای پروژه را به خوبی درک می‌کند.

The victorious students ran through the street in an exalted state of excitement.

دانشجویان پیروز در یک حالت هیجان‌انگیز والا در خیابان دویدند.

He is not the first politician to kick down the ladder by which he has risen to exalted heights.

او اولین سیاستمداری نیست که با پله‌هایی که با آن‌ها به اوج رسیده است، برخورد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید