exclamations

[ایالات متحده]/ˌɛkskləˈmeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛkskləˈmeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریادها یا گریه‌هایی که احساسات قوی را ابراز می‌کنند؛ کلمات یا عباراتی که برای ابراز احساسات قوی استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

loud exclamations

اشارات بلند

joyful exclamations

اشارات شاد

surprised exclamations

اشارات متعجب

excited exclamations

اشارات هیجان‌زده

angry exclamations

اشارات خشمگین

foolish exclamations

اشارات احمقانه

hasty exclamations

اشارات عجولانه

dramatic exclamations

اشارات نمایشی

spontaneous exclamations

اشارات خودجوش

playful exclamations

اشارات بازیگوشانه

جملات نمونه

his exclamations of joy filled the room.

اشاره او به شادی، اتاق را پر کرد.

she made exclamations of surprise when she saw the gift.

وقتی هدیه را دید، با حیرت فریاد زد.

exclamations of disbelief echoed through the crowd.

فریادهای ناباوری در میان جمعیت طنین‌انداز شد.

his exclamations during the match were quite entertaining.

اشاره‌های او در طول مسابقه بسیار سرگرم‌کننده بود.

she expressed her exclamations with great enthusiasm.

او فریادهای خود را با شور و اشتیاق فراوان بیان کرد.

there were exclamations of excitement when the winner was announced.

وقتی برنده اعلام شد، فریادهای هیجان وجود داشت.

his exclamations were filled with emotion and passion.

اشاره‌های او مملو از احساسات و اشتیاق بود.

exclamations of relief were heard after the crisis was averted.

پس از رفع بحران، فریادهای تسکین شنیده شد.

the child's exclamations of wonder were heartwarming.

فریادهای شگفتی کودک بسیار دلگرم‌کننده بود.

she couldn't help but make exclamations of admiration.

او نتوانست از فریاد زدن از تحسین خودداری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید