exertions

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɜːʃənz/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɜrʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلاش‌ها یا کوشش‌ها؛ تلاش فیزیکی یا ذهنی؛ به‌کارگیری قدرت یا توانایی؛ اعمال یک حق

عبارات و ترکیب‌ها

physical exertions

تلاش‌های فیزیکی

exertions of power

تلاش‌های قدرت

mental exertions

تلاش‌های ذهنی

exertions required

تلاش‌های مورد نیاز

exertions in sports

تلاش‌ها در ورزش

exertions for health

تلاش‌ها برای سلامتی

exertions of will

تلاش‌های اراده

exertions of strength

تلاش‌های قدرت بدنی

exertions in work

تلاش‌ها در کار

exertions during exercise

تلاش‌ها در طول ورزش

جملات نمونه

his exertions in the gym paid off with impressive results.

تلاش‌های او در باشگاه نتیجه‌ای چشمگیر به همراه داشت.

after much exertion, she finally completed the marathon.

پس از تلاش فراوان، او در نهایت ماراتن را به پایان رساند.

the team's exertions were rewarded with a championship title.

تلاش‌های تیم با کسب عنوان قهرمانی پاداش داده شد.

his exertions at work led to a promotion.

تلاش‌های او در محل کار منجر به ارتقای شغلی شد.

they made great exertions to finish the project on time.

آنها برای اتمام پروژه به موقع، تلاش زیادی کردند.

despite her exertions, she felt exhausted by the end of the day.

با وجود تلاش‌هایش، او در پایان روز احساس خستگی می‌کرد.

his exertions in the field of science were widely recognized.

تلاش‌های او در زمینه علم به طور گسترده مورد توجه قرار گرفت.

she documented her exertions in a detailed journal.

او تلاش‌های خود را در یک دفترچه یادداشت دقیق مستند کرد.

exertions in training are essential for athletes.

تلاش در تمرین برای ورزشکاران ضروری است.

they praised his exertions during the difficult times.

آنها در زمان‌های سخت از تلاش‌های او قدردانی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید