exhort

[ایالات متحده]/ɪg'zɔːt/
[بریتانیا]/ɪɡ'zɔrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به شدت تشویق یا ترغیب (کسی)
n. کسی که چیزی را تشویق یا ترویج می‌کند
Word Forms
زمان گذشتهexhorted
شکل سوم شخص مفردexhorts
صفت یا فعل حال استمراریexhorting
قسمت سوم فعلexhorted
جمعexhorts

جملات نمونه

exhort sb. to do sth.

تشویق کسی به انجام کاری

she exhorted repair to the church.

او از آنها خواست به کلیسا بروند.

I'm going to be an exhorter,

من قصد دارم یک تشویق‌کننده باشم,

He exhorted his elder.

او بزرگ خود را تشویق کرد.

he exhorted them to remain faithful to the principles of Reaganism.

او از آنها خواست تا به اصول ریگانیسم وفادار بمانند.

65. Will they remember you as an encourager and a supporter and exhorter?

65. آیا آنها شما را به عنوان تشویق کننده، حامی و تشویشگر به یاد خواهند داشت؟

exhorted the troops to hold the line.See Synonyms at urge

از سربازان خواست خط را حفظ کنند. برای اطلاعات بیشتر به مترادف ها در بخش "تشویق" مراجعه کنید.

As a defensive-backfield coach for Syracuse University's football team, Randy Edsall spends hours putting X's and O's on the blackboards and exhorting players in Saturday showdowns.

راندی ادسال، به عنوان مربی دفاعی تیم فوتبال دانشگاه سیراکیوز، ساعت ها X و O را روی تخته سیاه می گذارد و بازیکنان را در مسابقات شنبه تشویق می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید