exhume

[ایالات متحده]/eksˈhjuːm/
[بریتانیا]/ɪɡˈzuːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حفاری کردن; به دست آوردن.
Word Forms
زمان گذشتهexhumed
صفت یا فعل حال استمراریexhuming
قسمت سوم فعلexhumed
شکل سوم شخص مفردexhumes

عبارات و ترکیب‌ها

exhume a body

خارج کردن جسد از زمین

exhume remains

خارج کردن بقایای اجساد از زمین

exhume graves

خارج کردن اجساد از گور

exhume for investigation

خارج کردن برای بررسی

exhume historical artifacts

خارج کردن اشیاء باستانی

exhume buried treasure

خارج کردن گنج مدفون‌شده

جملات نمونه

Marie Curie’s remains were exhumed and interred in the Pantheon.

خاکستر ماری کوری تخلیه و در بنای پانتئون به خاک سپرده شد.

The apotropaic remedy used to kill the vampire was to exhume the body of the supposed vampire and, if the body was un-decomposed, remove and burn the blood-filled heart or the entire body.

درمان دفعی که برای کشتن خون‌آشام استفاده می‌شد، بیرون آوردن جسد خون‌آشام فرضی و در صورت عدم تجزیه جسد، خارج کردن و سوزاندن قلب پر خون یا کل جسد بود.

They were exhumed upto the surface together with the Dabie complex after they were metamorphosed into eclogite at depth.During exhumation eclogite underwent different degrees of retrometamorphism.

آنها همراه با مجموعه دابی تا سطح زمین تخلیه شدند، پس از اینکه در عمق به اکلوزیت تبدیل شدند. در طول تخلیه، اکلوزیت دچار درجات مختلف رترومتامورفیسم شد.

The archaeologists will exhume the ancient burial site to learn more about the civilization.

باستان‌شناسان محل دفن باستانی را تخلیه خواهند کرد تا درباره تمدن اطلاعات بیشتری کسب کنند.

The authorities decided to exhume the body for further forensic examination.

مقامات تصمیم گرفتند جسد را برای معاینات پزشکی قانونی بیشتر تخلیه کنند.

The family requested to exhume the remains of their loved one for a proper burial.

خانواده درخواست کرد که بقایای عزیزانشان را برای دفن مناسب تخلیه کنند.

The court ordered to exhume the evidence buried in the backyard.

دادگاه دستور تخلیه مدارک مدفون در حیاط پشتی را صادر کرد.

The cemetery was exhumed to make way for a new construction project.

قطعه‌زار برای ساخت پروژه ساختمانی جدید تخلیه شد.

The researchers plan to exhume the historical documents from the archives.

محققان قصد دارند اسناد تاریخی را از بایگانی‌ها تخلیه کنند.

The government decided to exhume the mass grave to identify the victims.

دولت تصمیم گرفت گور جمعی را تخلیه کند تا قربانیان را شناسایی کند.

The team of scientists will exhume the fossilized remains of the prehistoric creature.

تیم دانشمندان بقایای فسیلی موجودات پیش از تاریخ را تخلیه خواهند کرد.

It was necessary to exhume the buried treasure to claim ownership.

برای ادعای مالکیت، تخلیه گنج مدفون ضروری بود.

The religious leaders decided to exhume the sacred relics for a special ceremony.

رهبران مذهبی تصمیم گرفتند بقایای مقدس را برای یک مراسم خاص تخلیه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید