fainthearted

[ایالات متحده]/ˈfeɪntˌhɑːtɪd/
[بریتانیا]/ˈfeɪntˌhɑrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترسو یا فاقد شجاعت

عبارات و ترکیب‌ها

fainthearted approach

رویکرد بی‌انگیزه

fainthearted response

پاسخ بی‌انگیزه

fainthearted attitude

نگاه بی‌انگیزه

fainthearted leader

رهبر بی‌انگیزه

fainthearted decision

تصمیم بی‌انگیزه

fainthearted spirit

روحیه بی‌انگیزه

fainthearted heart

قلب بی‌انگیزه

fainthearted choice

انتخاب بی‌انگیزه

fainthearted individual

فرد بی‌انگیزه

fainthearted mindset

نگرش بی‌انگیزه

جملات نمونه

he is too fainthearted to take risks in business.

او خیلی ترسو است که در کسب و کار ریسک کند.

fainthearted individuals often miss out on great opportunities.

افراد ترسو اغلب فرصت‌های عالی را از دست می‌دهند.

she was fainthearted when it came to public speaking.

او در مورد سخنرانی در جمع ترسو بود.

the fainthearted should not attempt extreme sports.

ترسوها نباید ورزش‌های خطرناک را امتحان کنند.

his fainthearted nature prevented him from joining the team.

طبع ترسویش مانع از پیوستنش به تیم شد.

fainthearted reactions can lead to missed chances in life.

واکنش‌های ترسو می‌توانند منجر به از دست دادن فرصت‌ها در زندگی شوند.

only the brave, not the fainthearted, will succeed in this challenge.

فقط شجاعان، نه افراد ترسو، در این چالش موفق خواهند شد.

fainthearted responses to criticism can hinder personal growth.

واکنش‌های ترسو به انتقاد می‌تواند باعث کندی رشد شخصی شود.

in the face of danger, faintheartedness can be detrimental.

در برابر خطر، ترسی بودن می‌تواند مضر باشد.

she realized that faintheartedness would not help her achieve her dreams.

او متوجه شد که ترسی بودن به او کمک نخواهد کرد تا به رویاهایش برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید