fairyland

[ایالات متحده]/'feərɪlænd/
[بریتانیا]/'fɛrɪlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان جادویی و افسون شده، سرزمین پری‌ها
Word Forms

جملات نمونه

The deiform Paramitality is the fairyland governed by the hallucination and inscribed in the nihility.

فضای غیرمتجسمی پارامیتالیتی، سرزمین افسانه‌ای که توسط توهم اداره می‌شود و در نیستی حک شده است.

The garden was a fairyland of beautiful flowers and sweet odors.

باغ، سرزمین افسانه‌ای با گل‌های زیبا و رایحه‌های مطبوع بود.

The garden looked like a fairyland with twinkling lights and colorful flowers.

باغ مانند یک سرزمین افسانه‌ای با نورهای چشمک‌زن و گل‌های رنگارنگ به نظر می‌رسید.

Children often imagine fairyland as a magical place full of fairies and unicorns.

کودکان اغلب تصور می‌کنند که سرزمین افسانه‌ای یک مکان جادویی پر از پریان و تک‌شاخ‌ها است.

Visiting the ancient ruins felt like stepping into a fairyland frozen in time.

بازدید از بقایای باستانی احساس می‌کردید که وارد یک سرزمین افسانه‌ای شده‌اید که در زمان منجمد شده است.

The misty forest at dawn seemed like a fairyland straight out of a storybook.

جنگل مه آلود در سپیده دم مانند یک سرزمین افسانه‌ای از دل کتاب داستان به نظر می‌رسید.

The snowy landscape transformed into a sparkling fairyland under the moonlight.

منظره پوشیده از برف در زیر نور ماه به یک سرزمین افسانه‌ای درخشان تبدیل شد.

The old castle ruins were said to be haunted by fairies, adding to the mystique of the fairyland.

گفته می‌شد که بقایای قلعه قدیمی توسط پریان تسخیر شده است که به رمز و راز سرزمین افسانه‌ای می‌افزود.

The artist's painting depicted a dreamy fairyland with floating castles and rainbow bridges.

نقاشی هنرمند، یک سرزمین افسانه‌ای رویایی با قلعه‌های شناور و پل‌های رنگین کمان را به تصویر می‌کشید.

The meadow was a fairyland of wildflowers, buzzing bees, and fluttering butterflies.

چمنزار، یک سرزمین افسانه‌ای با گل‌های وحشی، زنبورهای وزوزکننده و پروانه‌های بال‌بال‌زنان بود.

The mist enveloped the forest, creating an ethereal atmosphere reminiscent of a fairyland.

مه جنگل را فرا گرفت و فضایی غیر مادی ایجاد کرد که یادآور یک سرزمین افسانه‌ای بود.

The waterfall cascaded down the rocks, forming a magical scene that resembled a fairyland.

آبشار از صخره‌ها پایین می‌ریخت و صحنه‌ای جادویی ایجاد می‌کرد که شبیه یک سرزمین افسانه‌ای بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید