fantasized about
در مورد خیالپردازی کرد
fantasized dreams
رویاهای خیالی
fantasized life
زندگی خیالی
fantasized future
آینده خیالی
fantasized scenarios
سناریوهای خیالی
fantasized adventures
ماجراجوییهای خیالی
fantasized love
عشق خیالی
fantasized success
موفقیت خیالی
fantasized moments
لحظات خیالی
fantasized relationships
روابط خیالی
she fantasized about traveling the world.
او درباره سفر در سراسر جهان خیالپردازی میکرد.
he often fantasized about becoming a famous musician.
او اغلب درباره تبدیل شدن به یک نوازنده مشهور خیالپردازی میکرد.
they fantasized of living in a luxurious mansion.
آنها درباره زندگی در یک عمارت مجلل خیالپردازی میکردند.
she fantasized about her dream wedding.
او درباره عروسی رویایی خود خیالپردازی میکرد.
he fantasized about winning the lottery.
او درباره برنده شدن در قرعهکشی خیالپردازی میکرد.
they fantasized about a perfect vacation on the beach.
آنها درباره یک تعطیلات عالی در ساحل خیالپردازی میکردند.
she fantasized about being a superhero.
او درباره تبدیل شدن به یک ابرقهرمان خیالپردازی میکرد.
he fantasized of having a successful business.
او درباره داشتن یک کسب و کار موفقیت آمیز خیالپردازی میکرد.
they fantasized about reuniting with old friends.
آنها درباره دیدار مجدد با دوستان قدیمی خیالپردازی میکردند.
she fantasized about writing a bestselling novel.
او درباره نوشتن یک رمان پرفروش خیالپردازی میکرد.
fantasized about
در مورد خیالپردازی کرد
fantasized dreams
رویاهای خیالی
fantasized life
زندگی خیالی
fantasized future
آینده خیالی
fantasized scenarios
سناریوهای خیالی
fantasized adventures
ماجراجوییهای خیالی
fantasized love
عشق خیالی
fantasized success
موفقیت خیالی
fantasized moments
لحظات خیالی
fantasized relationships
روابط خیالی
she fantasized about traveling the world.
او درباره سفر در سراسر جهان خیالپردازی میکرد.
he often fantasized about becoming a famous musician.
او اغلب درباره تبدیل شدن به یک نوازنده مشهور خیالپردازی میکرد.
they fantasized of living in a luxurious mansion.
آنها درباره زندگی در یک عمارت مجلل خیالپردازی میکردند.
she fantasized about her dream wedding.
او درباره عروسی رویایی خود خیالپردازی میکرد.
he fantasized about winning the lottery.
او درباره برنده شدن در قرعهکشی خیالپردازی میکرد.
they fantasized about a perfect vacation on the beach.
آنها درباره یک تعطیلات عالی در ساحل خیالپردازی میکردند.
she fantasized about being a superhero.
او درباره تبدیل شدن به یک ابرقهرمان خیالپردازی میکرد.
he fantasized of having a successful business.
او درباره داشتن یک کسب و کار موفقیت آمیز خیالپردازی میکرد.
they fantasized about reuniting with old friends.
آنها درباره دیدار مجدد با دوستان قدیمی خیالپردازی میکردند.
she fantasized about writing a bestselling novel.
او درباره نوشتن یک رمان پرفروش خیالپردازی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید