pure felicities
خوشبختیهای خالص
simple felicities
خوشبختیهای ساده
shared felicities
خوشبختیهای به اشتراک گذاشته شده
unexpected felicities
خوشبختیهای غیرمنتظره
daily felicities
خوشبختیهای روزانه
small felicities
خوشبختیهای کوچک
lasting felicities
خوشبختیهای ماندگار
fleeting felicities
خوشبختیهای زودگذر
hidden felicities
خوشبختیهای پنهان
true felicities
خوشبختیهای واقعی
she found great felicities in her new job.
او شادیهای فراوانی را در شغل جدیدش یافت.
the felicities of family life are often understated.
شادیهای زندگی خانوادگی اغلب دست کم گرفته میشوند.
he spoke about the simple felicities of everyday living.
او درباره شادیهای ساده زندگی روزمره صحبت کرد.
traveling brings many felicities to those who seek adventure.
سفر کردن شادیهای زیادی را برای کسانی که به دنبال ماجراجویی هستند به ارمغان میآورد.
finding a good book can lead to unexpected felicities.
پیدا کردن یک کتاب خوب میتواند منجر به شادیهای غیرمنتظره شود.
the felicities of friendship can brighten even the darkest days.
شادیهای دوستی میتواند حتی تاریکترین روزها را روشن کند.
she often reflects on the felicities of her childhood.
او اغلب به شادیهای دوران کودکی خود فکر میکند.
he appreciated the small felicities that life offered.
او از شادیهای کوچک که زندگی ارائه میداد قدردانی میکرد.
art can evoke deep felicities within us.
هنر میتواند شادیهای عمیقی را در درون ما برانگیزد.
they celebrated the felicities of their reunion.
آنها شادیهای دیدار مجدد خود را جشن گرفتند.
pure felicities
خوشبختیهای خالص
simple felicities
خوشبختیهای ساده
shared felicities
خوشبختیهای به اشتراک گذاشته شده
unexpected felicities
خوشبختیهای غیرمنتظره
daily felicities
خوشبختیهای روزانه
small felicities
خوشبختیهای کوچک
lasting felicities
خوشبختیهای ماندگار
fleeting felicities
خوشبختیهای زودگذر
hidden felicities
خوشبختیهای پنهان
true felicities
خوشبختیهای واقعی
she found great felicities in her new job.
او شادیهای فراوانی را در شغل جدیدش یافت.
the felicities of family life are often understated.
شادیهای زندگی خانوادگی اغلب دست کم گرفته میشوند.
he spoke about the simple felicities of everyday living.
او درباره شادیهای ساده زندگی روزمره صحبت کرد.
traveling brings many felicities to those who seek adventure.
سفر کردن شادیهای زیادی را برای کسانی که به دنبال ماجراجویی هستند به ارمغان میآورد.
finding a good book can lead to unexpected felicities.
پیدا کردن یک کتاب خوب میتواند منجر به شادیهای غیرمنتظره شود.
the felicities of friendship can brighten even the darkest days.
شادیهای دوستی میتواند حتی تاریکترین روزها را روشن کند.
she often reflects on the felicities of her childhood.
او اغلب به شادیهای دوران کودکی خود فکر میکند.
he appreciated the small felicities that life offered.
او از شادیهای کوچک که زندگی ارائه میداد قدردانی میکرد.
art can evoke deep felicities within us.
هنر میتواند شادیهای عمیقی را در درون ما برانگیزد.
they celebrated the felicities of their reunion.
آنها شادیهای دیدار مجدد خود را جشن گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید