fetter

[ایالات متحده]/ˈfetə(r)/
[بریتانیا]/ˈfetər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستبند برای پاها؛ زنجیری یا دستبند که برای محدود کردن یک زندانی استفاده می‌شود، معمولاً در اطراف مچ پا
vt. به پاها دستبند زدن؛ محدود کردن یا محصور کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردfetters
زمان گذشتهfettered
صفت یا فعل حال استمراریfettering
جمعfetters
قسمت سوم فعلfettered

جملات نمونه

the fetters of discipline and caution.

زنجیرهای انضباط و احتیاط.

be fettered by tradition

تحت تأثیر سنت‌ها قرار گرفتن

he lay bound with fetters of iron.

او در حالی که با زنجیرهای آهنی بسته شده بود، دراز کشیده بود.

he was not fettered by tradition.

او تحت تأثیر سنت‌ها قرار نگرفته بود.

They were bound up in fetters of conventionalism.

آنها در بندهای متعارف گرفتار شده بودند.

prisoners fettered by chains;

زندانیانی که با زنجیرها بسته شده بودند;

No man loves his fetters,be they made of gold.

هیچ مردی دل با زنجیرهای خود ندارد، حتی اگر از جنس طلا باشند.

They will run wild freed from the fetters of control.

آنها بدون هیچ گونه کنترل، آزادانه و بی‌مهار پیش خواهند رفت.

This does not mean that we wish to fetter the trade union movement.

این بدان معنا نیست که ما می خواهیم جنبش کارگری را محدود کنیم.

for the Third Path, the non-returner path-moment erases the two weakened fetters;

برای مسیر سوم، لحظه مسیر بازگشت‌نشده دو زنجیر ضعیف را از بین می‌برد;

نمونه‌های واقعی

Young people weary of countless restrictions and fetters.

نسل جوان خسته از محدودیت‌ها و بند و زنجیرهای متعدد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

3 " Let us break their chains, " they say, " and throw off their fetters."

3 "بگذارید زنجیرهایشان را بشکنیم و بند و زنجیرهایشان را دور بیندازیم."

منبع: Bible (original version)

I have just received your fetter and must say that I was surprised at it.

من همین الان بند و زنجیر شما را دریافت کردم و باید بگویم که از آن تعجب کردم.

منبع: Pride and Prejudice

Our deeds are fetters that we forge ourselves.

اعمال ما بند و زنجیرهایی هستند که خودمان آنها را می‌سازیم.

منبع: Middlemarch (Part One)

He stood by the window, looking on, till the sergeant threw down the fetters and approached him.

او کنار پنجره ایستاد و تماشا کرد تا اینکه سارجنت بند و زنجیرها را انداخت و به سمت او آمد.

منبع: The Gadfly (Original Version)

Man has chained and fettered the spirit, but he has been utterly helpless before love.

مرد روح را زنجیر و بند و زنجیر کرده است، اما در برابر عشق کاملاً ناتوان بوده است.

منبع: Marriage and Love

Fortunately, it was caught and fettered.

خوشبختانه، آن را گرفتند و بند و زنجیر کردند.

منبع: Pan Pan

The fetters of her sin are upon her, and she cannot stir to come to thee.

بند و زنجیر گناهش بر اوست و نمی‌تواند تکان بخورد تا نزد تو بیاید.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

A dark man with a shaven, blue neck and long mustache, tangling in his fetters, sprang toward her and embraced her.

مرد سیاهی با گردن تراشیده، آبی و سبیل بلند که در بند و زنجیرهایش گره خورده بود، به سمت او پرید و او را در آغوش گرفت.

منبع: Resurrection

Irons is here used in the sense of iron fetters, chains, or shackles, which prevent the ship from moving about freely.

در اینجا از "آهن" به معنای بند و زنجیرهای آهنی، زنجیرها یا دستبندها استفاده شده است که مانع از حرکت آزادانه کشتی می‌شود.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید