| جمع | fisticuffss |
fisticuffs broke out
شروع به شکستن چشمهای فیزیکی شد
avoid fisticuffs
از چشمهای فیزیکی پرهیز کن
starting fisticuffs
شروع چشمهای فیزیکی
serious fisticuffs
چشمهای فیزیکی جدی
after fisticuffs
پس از چشمهای فیزیکی
fisticuffs ensued
چشمهای فیزیکی پیش آمد
witnessed fisticuffs
چشمهای فیزیکی را تماشا کرد
prevent fisticuffs
چشمهای فیزیکی را جلوگیری کن
round of fisticuffs
یک دور چشمهای فیزیکی
brief fisticuffs
چشمهای فیزیکی مختصر
the bar fight escalated quickly, resulting in a brief round of fisticuffs.
مبارزه در بار به سرعت تشدید شد و منجر به یک دور کوتاهی از مبارزه با دستها شد.
despite their size difference, the two men engaged in a spirited bout of fisticuffs.
با وجود تفاوت در اندازه، دو مرد در یک مبارزه پرانرژی با دستها شرکت کردند.
witnesses reported a chaotic scene involving shouting and occasional fisticuffs.
گواهان یک صحنه آشوبزایی را گزارش دادند که شامل صدای بلند و مبارزههای اتفاقی با دستها بود.
he warned the students that any fisticuffs would result in immediate expulsion.
او به دانشآموزان هشدار داد که هرگونه مبارزه با دستها منجر به اخراج فوری خواهد شد.
the security guard quickly intervened to prevent further fisticuffs between the rivals.
نگهبان به سرعت مداخله کرد تا از ادامه مبارزههای بیشتر بین رقبا جلوگیری شود.
the old western movie featured a classic scene of saloon fisticuffs.
فیلم وسترن قدیمی یک صحنه کلاسیک از مبارزه با دستها در یک سالن را نمایش داد.
after too much alcohol, the situation deteriorated and devolved into fisticuffs.
پس از مصرف زیاد الکل، وضعیت بدتر شد و به مبارزه با دستها تبدیل شد.
the referee tried to separate the players before the fisticuffs could begin.
مربی سعی کرد قبل از شروع مبارزه با دستها بازیکنان را از هم جدا کند.
the argument quickly turned nasty, culminating in a brief episode of fisticuffs.
مחלוקת به سرعت بد شد و در نهایت به یک واقعه کوتاه از مبارزه با دستها منجر شد.
he managed to avoid any fisticuffs by calmly walking away from the confrontation.
او با خندهوری از مواجهه فاصله گرفت و هرگونه مبارزه با دستها را جلوگیری کرد.
the news report detailed the details of the fisticuffs outside the stadium.
گزارش خبری جزئیات مبارزه با دستها خارج از ورزشگاه را تشریح کرد.
fisticuffs broke out
شروع به شکستن چشمهای فیزیکی شد
avoid fisticuffs
از چشمهای فیزیکی پرهیز کن
starting fisticuffs
شروع چشمهای فیزیکی
serious fisticuffs
چشمهای فیزیکی جدی
after fisticuffs
پس از چشمهای فیزیکی
fisticuffs ensued
چشمهای فیزیکی پیش آمد
witnessed fisticuffs
چشمهای فیزیکی را تماشا کرد
prevent fisticuffs
چشمهای فیزیکی را جلوگیری کن
round of fisticuffs
یک دور چشمهای فیزیکی
brief fisticuffs
چشمهای فیزیکی مختصر
the bar fight escalated quickly, resulting in a brief round of fisticuffs.
مبارزه در بار به سرعت تشدید شد و منجر به یک دور کوتاهی از مبارزه با دستها شد.
despite their size difference, the two men engaged in a spirited bout of fisticuffs.
با وجود تفاوت در اندازه، دو مرد در یک مبارزه پرانرژی با دستها شرکت کردند.
witnesses reported a chaotic scene involving shouting and occasional fisticuffs.
گواهان یک صحنه آشوبزایی را گزارش دادند که شامل صدای بلند و مبارزههای اتفاقی با دستها بود.
he warned the students that any fisticuffs would result in immediate expulsion.
او به دانشآموزان هشدار داد که هرگونه مبارزه با دستها منجر به اخراج فوری خواهد شد.
the security guard quickly intervened to prevent further fisticuffs between the rivals.
نگهبان به سرعت مداخله کرد تا از ادامه مبارزههای بیشتر بین رقبا جلوگیری شود.
the old western movie featured a classic scene of saloon fisticuffs.
فیلم وسترن قدیمی یک صحنه کلاسیک از مبارزه با دستها در یک سالن را نمایش داد.
after too much alcohol, the situation deteriorated and devolved into fisticuffs.
پس از مصرف زیاد الکل، وضعیت بدتر شد و به مبارزه با دستها تبدیل شد.
the referee tried to separate the players before the fisticuffs could begin.
مربی سعی کرد قبل از شروع مبارزه با دستها بازیکنان را از هم جدا کند.
the argument quickly turned nasty, culminating in a brief episode of fisticuffs.
مחלוקת به سرعت بد شد و در نهایت به یک واقعه کوتاه از مبارزه با دستها منجر شد.
he managed to avoid any fisticuffs by calmly walking away from the confrontation.
او با خندهوری از مواجهه فاصله گرفت و هرگونه مبارزه با دستها را جلوگیری کرد.
the news report detailed the details of the fisticuffs outside the stadium.
گزارش خبری جزئیات مبارزه با دستها خارج از ورزشگاه را تشریح کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید