| جمع | flabbinesses |
muscle flabbiness
چربی سفت
reduce flabbiness
کاهش شل شدگی
flabbiness issues
مشکلات شل شدگی
flabbiness concerns
نگرانی های مربوط به شل شدگی
combat flabbiness
مقابله با شل شدگی
flabbiness problem
مشکل شل شدگی
flabbiness reduction
کاهش شل شدگی
flabbiness treatment
درمان شل شدگی
flabbiness exercise
ورزش برای شل شدگی
flabbiness assessment
ارزیابی شل شدگی
his flabbiness was a result of a sedentary lifestyle.
چاق شدن او نتیجه یک سبک زندگی کمتحرک بود.
she decided to join a gym to combat her flabbiness.
او تصمیم گرفت برای مقابله با چاقیش به باشگاه برود.
the doctor warned him about the health risks of flabbiness.
پزشک درباره خطرات سلامتی ناشی از چاقی به او هشدار داد.
flabbiness can often be improved with regular exercise.
اغلب میتوان با ورزش منظم چاقی را بهبود بخشید.
she was embarrassed by her flabbiness in a swimsuit.
او به دلیل چاقیش در لباس شنا خجالت میکشید.
dieting helped reduce his flabbiness significantly.
رژیم غذایی به طور قابل توجهی به کاهش چاقی او کمک کرد.
flabbiness around the abdomen is common after pregnancy.
چاقی در ناحیه شکم پس از بارداری شایع است.
she worked hard to tone her muscles and reduce flabbiness.
او سخت تلاش کرد تا عضلات خود را سفت کند و چاقی را کاهش دهد.
his flabbiness made him feel less confident in social situations.
چاقی باعث میشد او در موقعیتهای اجتماعی احساس اعتماد به نفس کمتری کند.
many people struggle with flabbiness as they age.
بسیاری از مردم با افزایش سن با چاقی دست و پنجه نرم میکنند.
muscle flabbiness
چربی سفت
reduce flabbiness
کاهش شل شدگی
flabbiness issues
مشکلات شل شدگی
flabbiness concerns
نگرانی های مربوط به شل شدگی
combat flabbiness
مقابله با شل شدگی
flabbiness problem
مشکل شل شدگی
flabbiness reduction
کاهش شل شدگی
flabbiness treatment
درمان شل شدگی
flabbiness exercise
ورزش برای شل شدگی
flabbiness assessment
ارزیابی شل شدگی
his flabbiness was a result of a sedentary lifestyle.
چاق شدن او نتیجه یک سبک زندگی کمتحرک بود.
she decided to join a gym to combat her flabbiness.
او تصمیم گرفت برای مقابله با چاقیش به باشگاه برود.
the doctor warned him about the health risks of flabbiness.
پزشک درباره خطرات سلامتی ناشی از چاقی به او هشدار داد.
flabbiness can often be improved with regular exercise.
اغلب میتوان با ورزش منظم چاقی را بهبود بخشید.
she was embarrassed by her flabbiness in a swimsuit.
او به دلیل چاقیش در لباس شنا خجالت میکشید.
dieting helped reduce his flabbiness significantly.
رژیم غذایی به طور قابل توجهی به کاهش چاقی او کمک کرد.
flabbiness around the abdomen is common after pregnancy.
چاقی در ناحیه شکم پس از بارداری شایع است.
she worked hard to tone her muscles and reduce flabbiness.
او سخت تلاش کرد تا عضلات خود را سفت کند و چاقی را کاهش دهد.
his flabbiness made him feel less confident in social situations.
چاقی باعث میشد او در موقعیتهای اجتماعی احساس اعتماد به نفس کمتری کند.
many people struggle with flabbiness as they age.
بسیاری از مردم با افزایش سن با چاقی دست و پنجه نرم میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید