encomium

[ایالات متحده]/en'kəʊmɪəm/
[بریتانیا]/ɛn'komɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ستایش؛ ;تحسین
Word Forms
جمعencomiums

جملات نمونه

The professor received an encomium for his groundbreaking research.

استاد تشکر و قدردانی فراوانی را برای تحقیقات پیشگامانه خود دریافت کرد.

The artist's latest work received encomiums from critics and fans alike.

آخرین اثر هنرمند مورد تحسین منتقدان و طرفداران قرار گرفت.

The CEO's leadership skills earned him encomiums from the entire company.

مهارت‌های رهبری مدیرعامل باعث شد تا از کل شرکت مورد تحسین قرار گیرد.

The award ceremony was filled with encomiums for the winners.

مراسم اهدای جوایز با تشکر و قدردانی فراوان از برندگان پر شده بود.

Her performance in the play received encomiums from the audience.

اجای او در نمایش مورد تحسین تماشاگران قرار گرفت.

The encomiums from his colleagues boosted his confidence.

تشکر و قدردانی از همکاران باعث افزایش اعتماد به نفس او شد.

The encomiums he received for his charity work were well-deserved.

تشکر و قدردانی که برای فعالیت‌های خیریه خود دریافت کرد، شایستگی او را نشان می‌داد.

The author's novel was met with encomiums from literary critics.

رمان نویسنده با تحسین منتقدان ادبی مورد استقبال قرار گرفت.

The encomiums for her dedication to the cause were heartfelt.

تشکر و قدردانی از تعهد او به این هدف، صمیمانه بود.

The encomiums for his generosity spread far and wide.

تشکر و قدردانی از سخاوت او به طور گسترده منتشر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید