fortune-teller

[ایالات متحده]/ˈfɔː.tʃənˌtel.ər/
[بریتانیا]/ˈfɔːr.tʃənˌtel.ɚ/

ترجمه

n. پیش‌گوی، کسی که آینده را با تفسیر نشانه‌ها یا استفاده از روش‌های ماوراءالطبیعه پیش‌بینی می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a fortune-teller

یک فالگیر

fortune-teller's

فالگیر

seeing fortune-teller

فالگیر در حال دیدن

fortune-teller read

فالگیر خواند

fortune-teller told

فالگیر گفت

fortune-tellers work

کار فالگیرها

fortune-teller booth

کابین فالگیر

fortune-teller predicted

فالگیر پیش‌بینی کرد

be a fortune-teller

فالگیر بودن

جملات نمونه

she visited a fortune-teller to learn about her future.

او برای اطلاع از آینده خود به پیشگويی‌گر رفت.

the fortune-teller read his palm and predicted good luck.

پیشگويی‌گر دست او را خواند و از خوش شانسی خبر داد.

many people distrust fortune-tellers and their predictions.

بسیاری از مردم به پیشگويی‌گران و پیش‌بینی‌هایشان اعتماد ندارند.

he sought the fortune-teller's advice on his career path.

او به دنبال مشورت پیشگويی‌گر در مورد مسیر شغلی خود بود.

the fortune-teller used tarot cards to reveal hidden meanings.

پیشگويی‌گر از کارت‌های تاروت برای آشکار کردن معانی پنهان استفاده کرد.

she consulted a fortune-teller about her love life.

او در مورد زندگی عاشقانه خود با یک پیشگويی‌گر مشورت کرد.

the fortune-teller’s booth was crowded at the fair.

غرفه پیشگويی‌گر در نمایشگاه شلوغ بود.

he dismissed the fortune-teller's words as nonsense.

او کلمات پیشگويی‌گر را بی‌معنی تلقی کرد.

the fortune-teller gazed into the crystal ball intently.

پیشگويی‌گر با دقت به درون توپ بلور خیره شد.

she hoped the fortune-teller could answer her questions.

او امیدوار بود که پیشگويی‌گر بتواند به سوالاتش پاسخ دهد.

the fortune-teller warned him about a potential betrayal.

پیشگويی‌گر او را در مورد خیانت احتمالی هشدار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید