frugalist

[ایالات متحده]/[ˈfruːɡə(l)ɪst]/
[بریتانیا]/[ˈfruːɡəlɪst]/

ترجمه

n. شخصی که در مصرف پول صرفه جویی می‌کند؛ شخصی که صرفه جویی را به کار می‌گیرد.
adj. مربوط به یا ویژگی صرفه جویی.

جملات نمونه

the company's frugal lifestyle helped them weather the economic downturn.

سیستم زندگی اقتصادی شرکت به آنها کمک کرد تا از رکود اقتصادی عبور کنند.

she's a frugal shopper, always looking for the best deals.

او یک خریدار اقتصادی است و همیشه به دنبال بهترین معاملات می‌گردد.

we adopted a frugal approach to our travel budget this year.

ما این سال روی بودجه سفر خود به رویکردی اقتصادی پیوستیم.

his frugal habits extended to all aspects of his life.

عادت‌های اقتصادی او به تمام جنبه‌های زندگی او گسترش یافت.

a frugal diet can be healthy and sustainable.

یک رژیم غذایی اقتصادی می‌تواند سالم و پایدار باشد.

the frugal investor sought out undervalued assets.

سرمایه‌گذار اقتصادی به دنبال دارایی‌های ارزش‌زیربرآورد شده بود.

they maintained a frugal existence despite their wealth.

همچنان به یک زندگی اقتصادی پایبند بودند، با وجود ثروت خود.

the frugal design minimized material waste.

طراحی اقتصادی ضایعه‌های مواد را به حداقل رساند.

she encouraged a frugal mindset within the team.

او به گروه تشویق کرد تا به ذهنیتی اقتصادی دست یابند.

living a frugal life can lead to financial freedom.

زندگی اقتصادی می‌تواند به آزادی مالی منجر شود.

the frugal use of resources is crucial for sustainability.

استفاده اقتصادی از منابع برای پایداری حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید