gambol

[ایالات متحده]/ˈɡæmbl/
[بریتانیا]/ˈɡæmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بازی کردن; بازی
n. بازی; فعالیت بازیگوشانه
Word Forms
زمان گذشتهgambolled
قسمت سوم فعلgambolled
صفت یا فعل حال استمراریgambolling
جمعgambols
شکل سوم شخص مفردgambols

جملات نمونه

Lambs gamboled in the meadow.

بره‌ها در چمنزار بازی می‌کردند.

The lambs gambol in the meadow.

بره‌ها در چمنزار بازی می‌کنند.

Children love to gambol and play in the park.

بچه‌ها عاشق بازی و تفریح در پارک هستند.

The puppies gambol around the yard.

سگ‌بازها در حیاط بازی می‌کنند.

The foals gambol in the field.

نابالغان در مزرعه بازی می‌کنند.

The kittens gambol with each other.

بچه گربه‌ها با یکدیگر بازی می‌کنند.

The piglets gambol in the mud.

کوتوله‌ها در گل بازی می‌کنند.

The calves gambol in the pasture.

گوساله‌ها در مراتع بازی می‌کنند.

The colts gambol around their mother.

کولت‌ها در اطراف مادرشان بازی می‌کنند.

The ducklings gambol in the pond.

بره‌نگشتک‌ها در برکه بازی می‌کنند.

The kittens gambol with a ball of yarn.

بچه گربه‌ها با یک گلوله نخ بازی می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

They reeled, whirled, swiveled, flounced, capered, gamboled, and spun.

آنها چرخیدند، چرخیدند، چرخیدند، فون شدند، بازی کردند، بازی کردند و چرخیدند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Uh, no. What do you do? You just go out there and gambol about like a bunny?

اوه، نه. چه کارهایی انجام می‌دهید؟ آیا فقط آنجا می‌روید و مانند یک خرگوش بازی می‌کنید؟

منبع: The Big Bang Theory Season 4

The Walt Disney cartoon—ostensibly about a deer gambolling around an idyllic forest—has traumatised generations of youngsters.

کارتون والت دیزنی - به ظاهر درباره یک گوزن که در حال بازی در یک جنگل رویایی است - نسل ها از جوانان را آشفته کرده است.

منبع: The Economist Culture

You just go out there and gambol about like a bunny?

اوه، نه. چه کارهایی انجام می‌دهید؟ آیا فقط آنجا می‌روید و مانند یک خرگوش بازی می‌کنید؟

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 4

Some gamesome children were gamboling on a gangplank at the gate.

برخی از کودکان بازیگوش در یک عرشه در دروازه بازی می کردند.

منبع: Pan Pan

The air was dark with Davises, and many Joneses gamboled like a flock of young giraffes.

هوا پر از دیویس بود و بسیاری از جونزها مانند گروهی از بچه گوریل ها بازی می کردند.

منبع: "Little Women" original version

And, in very truth, run and leap he did, gambolling wildly down the stretch of lawn outside the long window.

و به راستی، او دوید و پرید، به طور وحشیانه در امتداد چمن در خارج از پنجره بلند بازی کرد.

منبع: The Mystery of Styles Court

He watched some of the foul kittens gambolling around the plates over her head, wondering what fresh horror she had in store for him.

او برخی از بچه گربه های بد را که در اطراف بشقاب ها بالای سرش بازی می کردند، تماشا کرد و متفکر بود که چه وحشت تازه ای برای او در نظر گرفته است.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Above them was a bare, rounded rock, on each side of which the water played its gambols, and plunged into the abysses beneath, in the manner already described.

بالای آنها یک سنگ برهنه و گرد بود که آب در هر دو طرف آن بازی می کرد و به همان روشی که قبلاً توضیح داده شد، به اعماق زیر شیرجه می زد.

منبع: The Last of the Mohicans (Part One)

And the cartoons dancing across the walls—gossip-column caricatures of downtown political hustlers, newsmen who had long since retired or drunk themselves to death, celebrities you couldn't quite recognize—still gambolled all the way to the ceiling.

و کارتون هایی که روی دیوارها می رقصیدند - کاریکاتورهای ستون غیبت سیاستمداران شهر، روزنامه نگارانی که مدت ها پیش بازنشسته شده یا خود را به نوشیدنی تبدیل کرده بودند، مشاهیری که نمی توانستید به طور کامل تشخیص دهید - هنوز هم تا سقف بازی می کردند.

منبع: Stephen King on Writing

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید