gambols

[ایالات متحده]/ˈɡæmbəlz/
[بریتانیا]/ˈɡæmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به صورت بازیگوشانه جست و خیز کردن یا پریدن

عبارات و ترکیب‌ها

gambols in joy

بازی با شادی

gambols with delight

بازی با لذت

gambols through fields

بازی در میان مزارع

gambols like children

بازی مانند کودکان

gambols in spring

بازی در بهار

gambols around trees

بازی دور درختان

gambols with friends

بازی با دوستان

جملات نمونه

the children gambol in the park every afternoon.

کودکان هر بعد از ظهر در پارک بازی می‌کنند.

the puppy gambols around the garden, full of energy.

سگ بچه با تمام وجود در باغ بازی می‌کند.

as spring arrives, lambs gambol in the meadows.

با رسیدن بهار، بره‌ها در چمنزارها بازی می‌کنند.

they watched as the kids gambol along the beach.

آنها تماشا کردند که بچه‌ها در امتداد ساحل بازی می‌کنند.

the dancers gambol across the stage, showcasing their skills.

رقص‌ورها در صحنه بازی می‌کنند و مهارت‌های خود را به نمایش می‌گذارند.

after the rain, the frogs gambol in the puddles.

بعد از باران، قورباغه‌ها در چاله ها بازی می‌کنند.

in the field, the foals gambol with their mothers.

در مزرعه، کره ها با مادرانشان بازی می‌کنند.

the children love to gambol around the playground.

بچه‌ها عاشق بازی کردن در اطراف زمین بازی هستند.

as the sun sets, the rabbits gambol in the twilight.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، خرگوش‌ها در گرگ و غبار بازی می‌کنند.

the festival atmosphere made everyone want to gambol.

فضای جشن باعث شد همه بخواهند بازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید