romp

[ایالات متحده]/rɒmp/
[بریتانیا]/rɑmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور زنده یا پرشور بازی کردن یا دور و بر رفتن؛ به آسانی برنده شدن

n. فعالیت پر سر و صدا یا بازیگوشانه؛ دختر شیطون
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریromping
جمعromps
قسمت سوم فعلromped
شکل سوم شخص مفردromps
زمان گذشتهromped

عبارات و ترکیب‌ها

a playful romp

یک بازی مفرحانه

romp with friends

بازی با دوستان

جملات نمونه

a romp in the snow.

یک بازی در برف

The child went for a romp in the forest.

کودک برای بازی به جنگل رفت.

Children romped on the playground.

کودکان در زمین بازی بازی کردند.

Newcastle romped to victory.

نیوکاسل با پیروزی چشمگیر به پیروزی رسید.

a white romper suit with pink trimmings.

یک لباس رومپر سفید با حاشیه های صورتی.

The Queen’s horse romped home in the first race.

اسب ملکه در اولین مسابقه با پیروزی چشمگیری به خانه بازگشت.

the favourite romped home six lengths clear.

اسب مورد علاقه با شش طول اختلاف به خانه بازگشت.

the noisy pack of children romped around the gardens.

گروه شلوغ کودکان در باغ‌ها بازی کردند.

a colleague stumbled on the couple romping in an office.

یکی از همکاران به طور تصادفی زوجی را در حال خوشگذرانی در دفتر دید.

their UEFA Cup romp against the Luxembourg part-timers.

پیروزی چشمگیر آنها در جام یوفا مقابل بازیکنان نیمه وقت لوکزامبورگ.

play jokes or romp; play boisterously.

بازی کردن شوخی یا بازی کردن؛ بازی کردن به شادمانی.

dejen de romper las pelotas a complete source code can be used directly.

اجازه ندهید توپ ها را بشکنند، می توان از یک کد منبع کامل به طور مستقیم استفاده کرد.

a 33–1 ‘no-hoper ’romped home.

یک 'بدون امید' 33-1 به خانه بازگشت.

I found the general romping in the living room with his five children.

من ژنرال را در حال بازی در اتاق نشیمن با پنج فرزندش پیدا کردم.

In 1992, he made a film that would turn out to be quite important for him:Romper Stomper.

در سال 1992، او فیلمی ساخت که برای او بسیار مهم بود: Romper Stomper.

So yes, "Planet of the Dead" is a bit of a larky one, a bit of a romp, and really, that's the last time we're going to see the Tenth Doctor allowed to have quite so much fun.

بله، «سیاره‌ی مرگ» کمی سبک‌دلانه، کمی بازیگوشانه و در واقع، آخرین باری است که می‌بینیم دکتری دهم اجازه دارد تا اینقدر خوش بگذراند.

Smoking the weed naturally leads to romp in the sheets, though we are spared watching the attack of the munchies that occurred post-nookie.

کشیدن علف به طور طبیعی منجر به بازی در رختخواب می شود، اگرچه از تماشای حمله ولع که پس از مقاربه رخ داد، در امان هستیم.

Such as T-shirt, pajama, romper, sweater, pullover made of cotton, polyester, silk and wool. 100% wool handworked rugs and silk carpet.

مانند تی‌شرت، لباس خواب، رومپر، ژاکت، پولوشرت که از پنبه، پلی‌استر، ابریشم و پشم ساخته شده‌اند. فرش‌های دست‌بافت 100% پشمی و فرش ابریشمی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید