gasbag

[ایالات متحده]/ˈɡæsbæɡ/
[بریتانیا]/ˈɡæsˌbæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کیسه بادی پر از گاز؛ یک سخنگوی توخالی؛ کسی که زیاد صحبت می‌کند اما چیز زیادی از نظر محتوا نمی‌گوید
Word Forms
جمعgasbags

عبارات و ترکیب‌ها

big gasbag

کیفیت گاز بزرگ

hot gasbag

کیفیت گاز داغ

empty gasbag

کیفیت گاز خالی

loud gasbag

کیفیت گاز بلند

political gasbag

کیفیت گاز سیاسی

self-important gasbag

کیفیت گاز خودپسند

obnoxious gasbag

کیفیت گاز آزاردهنده

talkative gasbag

کیفیت گاز خوش‌صحبت

arrogant gasbag

کیفیت گاز مغرور

charming gasbag

کیفیت گاز جذاب

جملات نمونه

he is such a gasbag; he never stops talking.

او خیلی پرحرف است؛ هرگز دست از صحبت کردن برندارد.

don't be a gasbag; just get to the point.

نباشید پرحرف؛ سریعاً به اصل مطلب بروید.

she can be a gasbag during meetings, which annoys everyone.

او می‌تواند در جلسات پرحرف باشد که باعث آزار همه می‌شود.

he's known as a gasbag among his friends.

او در بین دوستانش به عنوان یک فرد پرحرف شناخته می‌شود.

being a gasbag won't win you any friends.

پر حرف بودن باعث دوست پیدا کردن شما نخواهد شد.

at the party, he was the biggest gasbag.

در مهمانی، او پرحرف‌ترین فرد بود.

her gasbag nature makes her the life of the party.

طبع پرحرف او باعث می‌شود که او روح مهمانی باشد.

sometimes, it's better to listen than to be a gasbag.

گاهی اوقات گوش دادن بهتر از پر حرف بودن است.

he's a gasbag, but he means well.

او پرحرف است، اما منظور بدی ندارد.

we need to cut down on the gasbagging during our discussions.

ما باید در بحث‌های خود پر حرفی را کاهش دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید