gilting

[ایالات متحده]/[ˈɡɪltɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɡɪltɪŋ]/

ترجمه

v. پوشاندن با یک لایه نازک طلا یا ماده‌ای به رنگ طلا؛ ساختن ظاهری جذاب یا مرموز.
n. یک لایه نازک طلا یا ماده‌ای به رنگ طلا که روی یک سطح اعمال می‌شود.

جملات نمونه

the antique mirror was subtly gilting around the edges.

آینه قدیمی به نرمی طلا می‌کشیده شده بود حول تیغه‌ها.

she loved the gilting on the ornate picture frame.

او عاشق طلا کشیده شده روی چارچوب عکس زیبای بود.

the craftsman was skilled in gilting delicate glass.

کارگر ماهر در طلا کشیدن شیشه‌های نازک بود.

the furniture featured extensive gilting in the baroque style.

مبلمان با طلا کشیدن گسترده در سبک باروک داشت.

he used a 24-karat gilting process for the sculpture.

او برای اسکلتور از فرآیند طلا کشیدن ۲۴ کарат استفاده کرد.

the gilting added a touch of luxury to the room.

طلا کشیدن یک لمس از لوکس به اتاق اضافه کرد.

the artist experimented with different methods of gilting.

هنرمند با روش‌های مختلف طلا کشیدن آزمایش کرد.

the church's altar was heavily gilting with gold leaf.

altar کلیسای با طلا کشیدن زیادی با ورق طلا پوشیده شده بود.

the gilting on the clock was starting to fade.

طلا کشیدن روی ساعت شروع به فاکنده شدن کرده بود.

they applied a protective coating over the gilting.

آنها یک لایه حفاظتی روی طلا کشیدن اعمال کردند.

the museum displayed a collection of gilting artifacts.

موزه مجموعه‌ای از اثرهای طلا کشیدن نمایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید