glare

[ایالات متحده]/ɡleə(r)/
[بریتانیا]/ɡler/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به طور خشمگین خیره شدن
vi. ساطع کردن نور قوی
n. خیره شدن قوی و خشمگین یا درخشندگی خیره کننده
Word Forms
زمان گذشتهglared
جمعglares
قسمت سوم فعلglared
صفت یا فعل حال استمراریglaring
شکل سوم شخص مفردglares

عبارات و ترکیب‌ها

shoot a glare

برداشتن نگاهی خیره کننده

glare at

با نگاهی خیره به نگاه کردن

جملات نمونه

the pomp and glare of rhetoric.

ظاهر فریبنده و سخن‌وری اغراق‌آمیز

the glare of the sun on the water

درخشش خورشید بر روی آب

They were in the full glare of publicity.

آنها در کانون توجه رسانه ها بودند.

The headline glared from the page.

تیتر از صفحه به چشم می آمد.

He glared at her.

او با خشم به او خیره شد.

She glared at me.

او با خشم به من خیره شد.

The sun glared on the sea.

خورشید بر روی دریا می درخشید.

They glared defiance at me.

آنها با تحکم به من خیره شدند.

A hot sun glared down on the desert.

یک خورشید داغ بر روی صحرا می درخشید.

He glared his disapproval.

او نارضایتی خود را نشان داد.

the sun glared out of a clear blue sky.

خورشید از آسمان آبی و صاف می درخشید.

glare from the screen can strain your eyes.

درخشش از صفحه نمایش می تواند باعث خستگی چشم شود.

shield one's eyes against the glare of the sun

محافظت از چشمان خود در برابر درخشندگی خورشید

The sun glared out of the blue sky.

خورشید از آسمان آبی بیرون می درخشید.

There was a red glare over the burning village.

بر بالای روستای در حال سوختن، درخششی قرمز وجود داشت.

The glare of the headlights almost blinded us.

درخشش چراغ ها تقریباً ما را کور کرد.

The mistakes in this report really glare at you.

اشتباهات این گزارش به وضوح به چشم می آیند.

A sudden glare of headlights lit the driveway.

تابش ناگهانی نور چراغ‌ها، ورودی پارکینگ را روشن کرد.

She fixed her questioner with an icy glare.

او با نگاه سرد و خشمگین به سوال کننده خود خیره شد.

Don’t glare at me like that,you deserved the scolding.

با آن چشم به من نگاه نکنید، شما شایسته سرزنش بودید.

نمونه‌های واقعی

Ove glares at her. She glares back.

او با نفرت به او خیره شد. او هم با نفرت به او خیره شد.

منبع: A man named Ove decides to die.

The inadequacies of policies elsewhere are often glaring.

ناقص بودن سیاست‌ها در سایر جاها اغلب آشکار است.

منبع: The Economist (Summary)

I thought I'd review the day, see how many times our neighbor glared at us.

فکر کردم روز را بررسی کنم و ببینم همسایه ما چند بار به ما خیره شده است.

منبع: Modern Family - Season 08

" My fault! " Quack cried, But then he spied The monster's chilling glare.

" تقصیر منه! " منقار فریاد زد، اما سپس هیولای ترسناک را دید.

منبع: Storyline Online English Stories

The sun reflected off the snow, creating an awful glare.

نور خورشید از روی برف بازتابید و یک درخشش ناخوشایند ایجاد کرد.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

I have a question. Answer it, and it's back to fireworks and rocket's red glare.

من یک سوال دارم. به آن پاسخ دهید و دوباره به آتش بازی و درخشش قرمز راکت برمی گردیم.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

You see the way everyone's glaring at me?

آیا می‌بینید که همه به چه شکلی به من خیره شده‌اند؟

منبع: Modern Family - Season 05

A glaring issue if it were to be true.

یک مسئله آشکار اگر درست باشد.

منبع: Popular Science Essays

Harry sat in seething silence, glaring at Dumbledore.

هری در سکوت خشمگین نشست و با نفرت به دامبلدور خیره شد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

These pixels are capturing the glare of starlight but the star is actually much smaller.

این پیکسل‌ها درخشندگی نور ستاره را ضبط می‌کنند، اما ستاره در واقع بسیار کوچکتر است.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید