gaze

[ایالات متحده]/ɡeɪz/
[بریتانیا]/ɡeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. خیره شدن، با دقت نگاه کردن
n. خیره شدن، بررسی دقیق
Word Forms
قسمت سوم فعلgazed
زمان گذشتهgazed
صفت یا فعل حال استمراریgazing
شکل سوم شخص مفردgazes
جمعgazes

جملات نمونه

She gazed out of the window at the beautiful sunset.

او از پنجره به غروب آفتاب زیبا نگاه کرد.

He gazed lovingly into her eyes.

با عشق به چشماش نگاه کرد

The child gazed in wonder at the fireworks in the sky.

کودک با تعجب به آتش بازی در آسمان نگاه کرد.

They gazed at the stars in awe of the universe.

در این هنگام، ستارگان به سمت زمین می‌چرخند.

She gazed longingly at the delicious dessert on the table.

او با اشتیاق به دسر خوشمزه روی میز نگاه کرد.

He gazed intently at the map, trying to find their location.

او به نقشه نگاه کرد و سعی کرد مکانشان را پیدا کند.

The lovers gazed into each other's eyes, lost in the moment.

عاشقان به چشمان همديگر نگاه ميکردند، در لحظات گم شده

The artist gazed at the blank canvas, waiting for inspiration to strike.

هنرمند به بوم خالی نگاه می‌کرد و منتظر الهام بود.

She gazed at the old photograph, reminiscing about the past.

او به عکس قدیمی نگاه کرد و به خاطرات گذشته اش بازگشت.

The hiker gazed up at the towering mountain, feeling small in comparison.

کوهنوردی به کوهستان بلند نگاه کرد و در مقایسه با آن احساس کوچکی کرد.

نمونه‌های واقعی

Particularly if they gaze avert or shift sideways.

به ویژه اگر چشمانشان را بگردانند یا به طرف دیگر نگاه کنند.

منبع: Popular Science Essays

Close your eyes or soften your gaze.

چشمات رو ببند يا نگاهت رو نرم کن

منبع: Andrian's yoga class

He fixed his gaze at the new comer.

نگاهش رو به طرفي که تازه اومده بود متمرکز کرد

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

It is the expressionless gaze that gives nothing away.

این نگاه بی‌ابراز است که هیچ چیز را آشکار نمی‌کند.

منبع: The Economist - Technology

We meet his unblinking gaze as his words resonate.

ما با نگاه بی‌کنده او مواجه می‌شویم و کلماتش در ما اثر می‌گذارد.

منبع: New York Times

They waited until the babies got bored and averted their gaze from the face.

او به کودکان اجازه می‌داد که از چشمان خود استفاده کنند و آن‌ها را از چشمان خود دور نگه می‌داشت.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Wilbur gazed up lovingly into their faces.

ویلبور با عشق به صورتشون نگاه کرد

منبع: Charlotte's Web

Up from the ground he sprang, and gazed; but who can paint that gaze?

او از زمین پرید و نگاه کرد، اما چه کسی می‌تواند آن نگاه را نقاشی کند؟

منبع: British Original Language Textbook Volume 5

On this occasion, he returned my gaze, and held it.

در این هنگام، او نگاهم را برگرداند و نگاهم را نگه داشت.

منبع: The Guardian (Article Version)

And when looking at angry humans, they tended to turn away their gaze.

و وقتی مردم خشمگین را می‌دیدند، نزدیک بود که از نگاه کردن به آنها دست بردارند.

منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید