gleamingly

[ایالات متحده]/ˈɡliːmɪŋli/
[بریتانیا]/ˈɡliːmɪŋli/

ترجمه

adv. به طرز درخشانی یا تابان؛ به شکلی روشن و تابناک

عبارات و ترکیب‌ها

gleamingly bright

درخشان

gleamingly clean

به طرز درخشانی تمیز

gleamingly polished

به طرز درخشانی صیقلی

gleamingly new

کاملاً نو

gleamingly white

کاملاً سفید

gleamingly fresh

کاملاً تازه

gleamingly elegant

به طرز درخشانی شیک

gleamingly smooth

به طرز درخشانی صاف

gleamingly beautiful

به طرز درخشانی زیبا

gleamingly sharp

به طرز درخشانی تیز

جملات نمونه

the stars were gleamingly bright in the night sky.

ستاره‌ها در آسمان شب به طرز چشمگیری می‌درخشیدند.

she smiled gleamingly at her achievements.

او با نگاهی درخشان به دستاوردهای خود لبخند زد.

the car's surface gleamed gleamingly after the wash.

سطح ماشین پس از شستشو به طرز چشمگیری می‌درخشید.

the trophy was gleamingly polished for the ceremony.

گلدان برای مراسم به طرز چشمگیری صیقل داده شده بود.

he looked gleamingly handsome in his new suit.

او با کت و شلوار جدیدش به طرز چشمگیری خوش‌تیپ به نظر می‌رسید.

the lake gleamed gleamingly under the sun.

دریاچه زیر نور خورشید به طرز چشمگیری می‌درخشید.

her eyes sparkled gleamingly with excitement.

چشمانش با هیجان به طرز چشمگیری می‌درخشیدند.

the jewelry was displayed gleamingly in the shop window.

جواهرات به طرز چشمگیری در ویترین مغازه به نمایش گذاشته شده بودند.

the freshly painted walls gleamed gleamingly.

دیوارهای تازه رنگ شده به طرز چشمگیری می‌درخشیدند.

the chef presented the dish gleamingly on the plate.

سرآشپز غذا را به طرز چشمگیری روی بشقاب ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید