loud groans
ناله های بلند
deep groans
ناله های عمیق
soft groans
ناله های آرام
groans of pain
ناله های درد
groans of despair
ناله های ناامیدی
groans of relief
ناله های تسکین
groans of frustration
ناله های نارضایتی
groans of pleasure
ناله های لذت
groans of exhaustion
ناله های خستگی
groans of agreement
ناله های موافقت
the old man groans every time he gets up from his chair.
مرد پیر هر بار که از روی صندلی بلند میشود، آه میکشد.
she groans in frustration when she can't find her keys.
او در ناامیدی آه میکشد وقتی نمیتواند کلیدهایش را پیدا کند.
the audience groans at the terrible joke.
تماشاگران در واکنش به شوخی وحشتناک، آه میکشند.
he groans after lifting heavy weights at the gym.
او بعد از بلند کردن وزنههای سنگین در باشگاه، آه میکشد.
the dog groans when it's time for a bath.
وقتی زمان حمام کردن است، سگ آه میکشد.
she groans softly while reading a boring book.
او در حالی که یک کتاب خسته کننده میخواند، به آرامی آه میکشد.
the patient groans in pain after the surgery.
بیمار بعد از عمل جراحی از درد آه میکشد.
he groans about the long commute every morning.
او هر روز صبح در مورد رفت و آمد طولانی آه میکشد.
they groan together as the movie drags on.
آنها با پیشرفت فیلم با هم آه میکشند.
the child groans when asked to clean his room.
وقتی از او خواسته میشود اتاقش را تمیز کند، کودک آه میکشد.
loud groans
ناله های بلند
deep groans
ناله های عمیق
soft groans
ناله های آرام
groans of pain
ناله های درد
groans of despair
ناله های ناامیدی
groans of relief
ناله های تسکین
groans of frustration
ناله های نارضایتی
groans of pleasure
ناله های لذت
groans of exhaustion
ناله های خستگی
groans of agreement
ناله های موافقت
the old man groans every time he gets up from his chair.
مرد پیر هر بار که از روی صندلی بلند میشود، آه میکشد.
she groans in frustration when she can't find her keys.
او در ناامیدی آه میکشد وقتی نمیتواند کلیدهایش را پیدا کند.
the audience groans at the terrible joke.
تماشاگران در واکنش به شوخی وحشتناک، آه میکشند.
he groans after lifting heavy weights at the gym.
او بعد از بلند کردن وزنههای سنگین در باشگاه، آه میکشد.
the dog groans when it's time for a bath.
وقتی زمان حمام کردن است، سگ آه میکشد.
she groans softly while reading a boring book.
او در حالی که یک کتاب خسته کننده میخواند، به آرامی آه میکشد.
the patient groans in pain after the surgery.
بیمار بعد از عمل جراحی از درد آه میکشد.
he groans about the long commute every morning.
او هر روز صبح در مورد رفت و آمد طولانی آه میکشد.
they groan together as the movie drags on.
آنها با پیشرفت فیلم با هم آه میکشند.
the child groans when asked to clean his room.
وقتی از او خواسته میشود اتاقش را تمیز کند، کودک آه میکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید