whines

[ایالات متحده]/waɪnz/
[بریتانیا]/waɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای شکایت یا ناله; کسی که ناله می‌کند
v. صدای بلند و شکایتی تولید کردن; شکایت کردن یا نارضایتی را ابراز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

baby whines

ناله نوزاد

dog whines

ناله سگ

she whines

او ناله می‌کند

he whines

او ناله می‌کند

whines loudly

با صدای بلند ناله می‌کند

whines incessantly

به طور مداوم ناله می‌کند

whines softly

به آرامی ناله می‌کند

whines all day

در تمام روز ناله می‌کند

whines for attention

برای جلب توجه ناله می‌کند

whines about everything

در مورد همه چیز ناله می‌کند

جملات نمونه

the child whines when he doesn't get his way.

کودک وقتی که نمی‌تواند کاری را به دست آورد، غر می‌زند.

she always whines about her workload.

او همیشه در مورد حجم کاری خود غر می‌زند.

the dog whines when it wants to go outside.

سگ وقتی می‌خواهد بیرون برود، غر می‌زند.

he whines every time he loses a game.

او هر بار که یک بازی را می‌بازد، غر می‌زند.

my sister whines if she doesn't get enough attention.

خواهر من غر می‌زند اگر توجه کافی دریافت نکند.

the baby whines when it's tired or hungry.

نوزاد وقتی خسته یا گرسنه است، غر می‌زند.

he whines about the weather every winter.

او در هر زمستان در مورد هوا غر می‌زند.

she whines to her friends about her problems.

او در مورد مشکلات خود به دوستانش غر می‌زند.

the cat whines when it wants to be fed.

گربه وقتی می‌خواهد غذا بخورد، غر می‌زند.

he can't stand it when she whines constantly.

او نمی‌تواند تحمل کند وقتی که او دائماً غر می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید