the grotesqueness
فَظاعت کامل
grotesqueness of art
فَظاعت محض
revealed grotesqueness
فَظاعت آشکار
grotesqueness in life
فَظاعت مطلق
hide grotesqueness
فَظاعت تمام
pure grotesqueness
فَظاعت قابل توجه
grotesqueness exists
فَظاعت برجسته
feel grotesqueness
فَظاعت
its grotesqueness
خویشِ فَظاعت
grotesqueness noted
the sheer grotesqueness of the situation shocked everyone present.
غُرابهنمایی شدید نقاش در پرترههایش، حسی از زیبایی آزاردهنده ایجاد کرد که بینندگان را مجذوب خود کرد.
critics debated the artistic grotesqueness of the modern sculpture.
فیلم، غُرابهنمایی اخلاقی جنگ را از طریق تصاویر گرافیکی و آزاردهنده بررسی کرد.
the moral grotesqueness of the scandal was undeniable.
بسیاری از خوانندگان، توصیف غُرابهنمایی بدنی در رمان را بسیار ملموس و آزاردهنده یافتند که نتوانستند آن را به پایان برسانند.
the visual grotesqueness of the painting disturbed many visitors.
غُرابهنمایی عمدی مجسمه، باورهای سنتی در مورد زیباییشناسی در هنر را به چالش کشید.
the film explored the aesthetic grotesqueness of war.
غُرابهنمایی کابوسوار فیلم ترسناک، باعث شد مخاطبان برای روزها احساس آزاردهندگی کنند.
the horrifying grotesqueness of the crime scene was difficult to describe.
گُربالهای باستانی با غُرابهنمایی عمدی طراحی شده بودند تا ارواح شیطانی را دور کنند.
the architectural grotesqueness of the building became a tourist attraction.
مستند، غُرابهنمایی عجیب آداب و رسوم فرهنگی خاص در مناطق دورافتاده را برجسته کرد.
his description captured the absolute grotesqueness of the experience.
منتقدان در مورد اینکه آیا غُرابهنمایی تکاندهنده هنرمند نبوغ بود یا صرفاً توهینآمیز، بحث کردند.
there was a strange grotesqueness to his distorted smile.
معمار عناصری از غُرابهنمایی را در طراحی ساختمان گنجاند تا یک نقطه عطف به یاد ماندنی ایجاد کند.
the performance's deliberate grotesqueness challenged the audience.
برخی استدلال میکنند که رسانههای مدرن نسبت به غُرابهنمایی بصری بیحس شدهاند و این امر باعث میشود شوکه کردن مخاطبان دشوارتر شود.
the documentary revealed the grotesqueness hidden behind the facade.
غُرابهنمایی بدنی شخصیت قرار بود روح فاسد او را در داستان منعکس کند.
the story portrayed the full grotesqueness of human trafficking.
کارتونیستهای سیاسی اغلب از غُرابهنمایی اغراقآمیز برای انتقاد از چهرههای قدرتمند استفاده میکنند.
the grotesqueness
فَظاعت کامل
grotesqueness of art
فَظاعت محض
revealed grotesqueness
فَظاعت آشکار
grotesqueness in life
فَظاعت مطلق
hide grotesqueness
فَظاعت تمام
pure grotesqueness
فَظاعت قابل توجه
grotesqueness exists
فَظاعت برجسته
feel grotesqueness
فَظاعت
its grotesqueness
خویشِ فَظاعت
grotesqueness noted
the sheer grotesqueness of the situation shocked everyone present.
غُرابهنمایی شدید نقاش در پرترههایش، حسی از زیبایی آزاردهنده ایجاد کرد که بینندگان را مجذوب خود کرد.
critics debated the artistic grotesqueness of the modern sculpture.
فیلم، غُرابهنمایی اخلاقی جنگ را از طریق تصاویر گرافیکی و آزاردهنده بررسی کرد.
the moral grotesqueness of the scandal was undeniable.
بسیاری از خوانندگان، توصیف غُرابهنمایی بدنی در رمان را بسیار ملموس و آزاردهنده یافتند که نتوانستند آن را به پایان برسانند.
the visual grotesqueness of the painting disturbed many visitors.
غُرابهنمایی عمدی مجسمه، باورهای سنتی در مورد زیباییشناسی در هنر را به چالش کشید.
the film explored the aesthetic grotesqueness of war.
غُرابهنمایی کابوسوار فیلم ترسناک، باعث شد مخاطبان برای روزها احساس آزاردهندگی کنند.
the horrifying grotesqueness of the crime scene was difficult to describe.
گُربالهای باستانی با غُرابهنمایی عمدی طراحی شده بودند تا ارواح شیطانی را دور کنند.
the architectural grotesqueness of the building became a tourist attraction.
مستند، غُرابهنمایی عجیب آداب و رسوم فرهنگی خاص در مناطق دورافتاده را برجسته کرد.
his description captured the absolute grotesqueness of the experience.
منتقدان در مورد اینکه آیا غُرابهنمایی تکاندهنده هنرمند نبوغ بود یا صرفاً توهینآمیز، بحث کردند.
there was a strange grotesqueness to his distorted smile.
معمار عناصری از غُرابهنمایی را در طراحی ساختمان گنجاند تا یک نقطه عطف به یاد ماندنی ایجاد کند.
the performance's deliberate grotesqueness challenged the audience.
برخی استدلال میکنند که رسانههای مدرن نسبت به غُرابهنمایی بصری بیحس شدهاند و این امر باعث میشود شوکه کردن مخاطبان دشوارتر شود.
the documentary revealed the grotesqueness hidden behind the facade.
غُرابهنمایی بدنی شخصیت قرار بود روح فاسد او را در داستان منعکس کند.
the story portrayed the full grotesqueness of human trafficking.
کارتونیستهای سیاسی اغلب از غُرابهنمایی اغراقآمیز برای انتقاد از چهرههای قدرتمند استفاده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید