grouchily

[ایالات متحده]/ˈɡraʊtʃɪli/
[بریتانیا]/ˈɡraʊtʃɪli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای ناخوشایند یا بدخلق؛ به شیوه‌ای شکایت‌آمیز یا بدخلق

عبارات و ترکیب‌ها

grouchily complaining

شکایت کردن با اخم

grouchily muttering

غرغر کردن با اخم

grouchily responding

پاسخ دادن با اخم

grouchily agreeing

موافقت کردن با اخم

grouchily grumbling

ناراضی بودن با اخم

grouchily sighing

نفس عمیق کشیدن با اخم

grouchily refusing

رد کردن با اخم

grouchily staring

نگاه کردن با اخم

grouchily leaving

ترک کردن با اخم

grouchily arguing

بحث کردن با اخم

جملات نمونه

he grouchily complained about the weather.

او با غرغر در مورد هوا شکایت کرد.

she grouchily refused to help with the chores.

او با غرغر از کمک در کارهای خانه امتناع کرد.

they grouchily argued over the last piece of cake.

آنها با غرغر در مورد آخرین تکه کیک بحث کردند.

the child grouchily protested when asked to go to bed.

بچه با غرغر وقتی از او خواسته شد به رختخواب برود، اعتراض کرد.

he grouchily muttered under his breath.

او با غرغر زیر لب غرغر کرد.

she grouchily pointed out the mistakes in the report.

او با غرغر اشتباهات موجود در گزارش را نشان داد.

he grouchily sat in the corner, avoiding conversation.

او با غرغر در گوشه نشسته بود و از صحبت کردن اجتناب می‌کرد.

they grouchily left the party early.

آنها با غرغر زودتر از مهمانی رفتند.

she grouchily accepted the changes to her schedule.

او با غرغر تغییرات در برنامه خود را پذیرفت.

he grouchily expressed his dissatisfaction with the service.

او با غرغر نارضایتی خود را از خدمات ابراز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید